همگی شما حتما صحنه های از انیمشن دایناسورها رو دیدید…یادمان باشد زمانی دایناسورها موجودات غالب کره ی زمین بودند ولی به خاطر سقوط شهاب سنگ هایی از ماوراء زمین و تغییرات اقلیمی بعد از آن نسل شان رو به انقراض یافت…حال ما در قرن بیست و یکم هستیم.. با بحران جهان گرمایی روبرو هستیم….فقط صورت قضیه فرق کرده است… به جای شهاب سنگ ها با مسائلی همچون کم آبی و فرسایش خاک های زراعی و روند رو به رشد بیابان زایی مواجهیم و تغییرات اقلیمی نیز بسیار نگران کننده هستند…شاید سال 2016 را به این خاطر گفته اند که ما انسان ها به خودمان تلنگری بزنیم ولی نیابد زمان را از دست داد…به قو ل دکتر آرانی زمان ثروت واقعی هر مملکتی است!ما در ایران با اوضاع نابسامانی داریم…افزایش بی سابقه فرسایش خاک تا میزان 400% !تخریب پارک های ملی…بحران محیط زیستی ناشی از احداث سازه های بشری مخصوصا پالایشگاه ها…دور از انتظار نیست که در آینده بعد از کسب مقام اول در فرار مغزها به مقام اول فرار زیستی نیز نائل شویم!

در حالی که فرونشست زمین به تهران نزدیک می گردد ما همچنان سکوت را برگزیده ایم!ممکن است سیلی که انگلستان را بوجود اورده است در آینده انگلستان را  ازبین ببرد!

در حالیکه برای نفتی که به ما فقط چندین صد سال خدمت رسانی خواهد کرد وزارت خانه عریض و طویلی به نام وزارت نفت داریم ولی برای خاکی که به مدت چندین قرن است که به آدمی دارد سرویس می دهد چنین تشکلیلاتی نداریم!در همايش خاک، محيط زيست و توسعه پايدار که سال گذشته در کرج برگزار شد سخنان جالبی رد و بدل شد...(منبع سخنان - خبرنامه ی انجمن علوم خاک ایران)

دکتر محمد بايبوردي- مدرس دانشگاه

- مصرف نهاده ها (آب، بذر، کود و ...) در ايران کمتر از کشورهاي پيشرفته نيست ولي عملکرد کمتر است. عدم بکارگيري دانش کشاورزي موجب اختلاف سطح توليد در ايران و کشورهاي پيشرفته است. بتــدريج بايد نهاده¬ها را کاهش دهيم و بجاي آن دانش را بکار گيريم.
- چيزي که فعلاً موجود نيست، مديريت کشاورزي مبتني بر دانش کشاورزي است.

دکتر سيد صفدر حسيني- استاد دانشگاه تهران

- آدام اسميت به عنوان پدر علم اقتصاد مدرن خاک را از عناصر و مؤلفه هاي مهم پيشبرنده توسعه و بهبود سطح زندگي هر جامعه اي مي داند و جوامعي که موفق شده اند سطح استانداردهاي زندگي شان را تقويت کنند و ارتقاء دهنده آنهايي بوده اند که بدرستي از اين منبع استفاده کرده اند و مديريت آن را مورد توجه قرار داده اند.
- توليد ملي يا
GNP تابعي از کيفيت خاک است. اگر کيفيت و سلامت خاک به عنوان يک دتر مينان يا تعيين کننده مهم و اساسي در تابع توليد ملي، خوب باشد اثرش روي رشد اقتصادي ما مطلوب است.
- نمي شود سياست هاي کلان اقتصادي، سياست هاي بخشي، فعاليت هاي کشاورزي را بدون توجه به عنصر سلامت، کيفيت و مديريت خاک تنظيم کرد.
- چگونه ممکن است که ما براي سلامت انسان که خود تابعي است از سلامت خاک براي اقتصاد جامعه و توليد ملي که تابعي است از کيفيت خاک مديريت لازم داشته باشيم ولي براي خاک هيچ مديريتي در عرصه ملي متصور نباشد؟
- در مکتب فلسفي بنيادگراي حفاظت خاک که در دنيا خيلي فعال هستند مي گويند چون خاک جزء عناصر پايه حيات است و حيات بشر و توسعه بر پايه آن بنا نهاده شده لذا حفاظت و مديريت خاک بايد با هر قيمتي و هزينه اي انجام شود و معتقد به هزينه و فايده نيستند.
- در برنامه چهارم توسعه، بطور مستقل بخشي را به نام قانون حفاظت
¬خاک يا مديريت خاک نداريم و اين براي جامعه¬اي که مي خواهد در 20 سال آينده رتبه اول را در منطقه داشته باشد يعني تأثير و تعامل جدي با خاک درست نيست. خاک يک متولي و يک تأثيرگذار مي خواهد.

 

در فصل دوم با اشاره ای به بحران های که دراثر رشد بیمناک جمعیت بخصوص در کشورهای در حال توسعه...بحران های جنوب سومالی را یادتان است..نسل کشی رواندا...

در فصل سوم که مربوط به کاهش سرانه آبها است به این مطلب اشاره دارد:

ارتباط بین آب و غلات محلی است.میزان مصرف متوسط آب روزانه هر انسان 4 لیتر در روز است در حالی که آب مورد نیاز غذای هر انسان در روز 2000 لیتر یا 500 برابر مصرف آب آشامیدنی است.در جوامع پیشرفته که غلات برای تغذیه دام گوشتی مصرف می شود آب مصرفی برای تولید غذا براحتی به 4000 لیتر در روز می رسد.

برعکس سوختن جنگل هاو پیشرفت تپه های ماسه روان افت سطح آب آبخوان ها را نمی توان عکس برداری کرد و معمولا بعد از اینکه خشک شدن چاه ها معلوم می شود...

نمودار را یادت نرود.

سی سال پیش گزارش های افت سطح آبهای زیر زمینی و خشک شدن چاه ها خیلی نادر بود ولی امروز امری خیلی عادی و پیش پا افتاده تلقی می شود.چندین دهه پیش اگر رودخانه کلرادو از رسیدن به دریا باز می ماند خبر مهمی تلقی می شد حال اگر کلرادو به دریا بریزد خبر مهمی تلقی می شود.

ایران با جمعیت 70 میلیون نفری پمپاژ سالانه 5 میلیارد آب از آبخوان ها همچنان به پمپاژ زیادی برای تامین 0.33 غله سالانه خود ادامه می دهد...روستاهای شرق ایران به علت خشک شدن چاه ها عاری از سکنه شده و پناهندگان آب به راه افتاده اند.در نمودار زیر ایران را دربین کشورهایی که پمپاژ بیش از حد دارند می بینیم....

                                      

به سدها اشاره شده است...قبل از احداث سد آسوان 32 میلیارد متر مکعب آب هر سال به دریای مدیترانه وارد می شد اما بعد از احداث سد و افزایش مصارف کشاورزی و سایر مصارف جریان رودخانه به 2 میلیارد در متر مکعب تنزل یافت.(اطلاعات بیشتر در سد آسوان ؛ متهم شماره يك بيابان‌زايي در مصر)

 یادمان باشد در رقابت بین کشاورزی٬شهرها و صنایع برای آب اقتصاد مصرف آب به نفع زارعین نیست زیرا مصارف آب برای تولید مواد غذایی بسیار بالا است....