|
|
|
|
|
سلام گرم مرا پذیرا باشید...مدتی است که نیستم...خودمم نمی دونم کجام...گم و گور شدم تو این زمین بی در و پیکر...فکر نکنید که میخام توجیه کنم...نه دارم میگم که خداییش با اینکه دنیا دو روزه ولی این دو روزش واسه ی من دو قرن داره میگذره...ای بابا....بسه دیگه...اینقدر ناامید حرف نزنیم...جنگ...گرسنگی...تورم...خشکسالی....آفت های پاکستانی....گلستان خانم که دارن موهاشو کوتاه می کنن و بین خودشون زلف های قشنگشو تقسیم می کنن...دانشگاه....متلک ها...دل شکستن ها...عشق های دروغی...حرف های الکی...وعده های روغنی....اینا همه کشک...امید داشته باشید بابا....
بابا بریم مریخ....من که دارم چمدانو می بندم برم با فینیکس ۲ برم مریخ نمونه برداری کنم....چه بهشتی شده مریخ...بابا چی چیه میگن مردان مریخی زنان ونوسی....دیگه نباید به این سیاره ی محترم الفاظ زشت داده بشه....خبراشو دارید؟(1 ، 2 و 3 ) میدونین دارم به چی فکر می کنم...به سدها...این سازه های بتونی...خوش به حال سدها....محکم و مستحکم....درسته که عمرشون مشخصه ولی نمی برنشون قبرستون،عزرائیل رفیق فابریکشونه...درسته که باعث اجاق کوری خاکها میشن ولی خوب پول سازن...درسته میلیاردها تومان خسارت های فرسایشی می زنن ولی برق میسازن...کی میگه خاموشیه....خاموشی نیست رفیق...به خاطر احترام به فلان مشتی ما برقو یه دقیقه خاموش می کنیم....بده یه یادی از اون بکنیم؟! بابا سر در ۵۰ تومانی رو بچسبید....می دونستید همین عبور هر دانشجو غیر دانشجو آدم،غیر آدم از این سر در دانشگاه تهران چقدر برای کشور سود داره؟به ازای هر عبور ۵۰ تومان به حساب ذخیره ارزی کشور وارد میشه!واقعا خدا رحمت کنه معمار روسی رو که چنین طرحی رو ارائه داد....حالا اینو بی خیال....شماره ی جدید خاکدانه در اومد...با مطالب رنگین و سنگین...همه جور جنسی توش پیدا میشه....بخری سرت کلاه نمیره....بعد از تلاش بی وقفه ی بچه های انجمن علمی بالاخره شماره ی سوم ماهنامه که نه فصلنامه هم نه،؟نامه هم بیرون اومد.... سفرهای علمی رو بگو...اردوی کاشان...اردوی خیرود کنار...آقا فرسایش افتضاح داره پیش میره....یکی جلوشو که نمیگیره یه رشوه ای خشکه ای چیزی بهش بده یه ذره آروم تر بشه بابا....ما که جیبامون سوراخه....حداقل این نمکهاشو جمع کنیم....خدا رو چه دیدی شاید یه روزی با همین نمکها باید روزگارمونو سیر کنیم....یعنی میشه انروز؟خدا نیاره آنروزو....
خبر آخرم اینکه بچه های خاک دانشگاه تهران.... امسال تو ارشد تروکوندن...رتبه ی یک امسال اسماعیل صابری بود....پسر دوست داشتنی از سرزمین آتشکده ها...شهر بادگیرها....یزد....و برای اینکه مطمئن بشید بچه ها هیچ گونه کلکی در کارشون نبوده امسال هم رتبه ی یک را از آن خود می کنند...همینی که بغل دستی اسماعیله رو میگم...زیاد به مخ خودتون فشار نیارید...کنکور نزدیکه...با او هم آشنا میشید.... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 22:52 توسط مرد خاکی
|
|
||