|
|
|
|
|
چند وقتی است که نیامدم؟!این سوال جواب معلومی دارد ولی می دانم که چند وقتی است ننوشتم...چند وقتی که گذشت با همه ی خاطرات و خطراتش...ترم ۵ گذشت و ما همچنان در اول راهیم...خدایا ما را هدایت کن که ما از تو دور شده ایم.... ترم ۶ هم با استادان جدیدی و البته قدیمی هم همراه است که امیدوارم ختم به خیر شود....
نوشتن برایم سخت شده است...بگذارید روایتم از روزگار را با تصاویری نشان دهم که بهتر از زبان و قلم من به کار آید... شروع ترم---------->مراسم معارفه ی دانشجویان ورودی ۸۶ بود...معرفی و خوردن جوجه کباب اعیانی! چند روز دگر به نوروز باستانی سال ۱۳۸۷ خواهیم رسید...سال ۸۶ دارد می سپارد جان...دارد داد و بیداد می زند...ای آدما...من را فراموش نکنید..بدانید که خوبی هایتان ماندنی است..بدانید صبر اخلاق خوبی است...بدانید بدی بدی می آورد و دوروغ خشکسالی...دورو نباشید و ظاهر سازی را رها کنید...سال خوبی برایتان آرزومندم...امیدوارم سال خوبی باشد..به دور از تورم قیمت ها و قلب ها! ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 22:13 توسط مرد خاکی
|
|
||