تبليغاتX
از سه وبلاگ برتر زيست محيطي سال 1385 ديدن فرماييد
mevlana rumi
مهندسی علوم خاک
تارنگار یه دانشجوی خاکی
سلام به شما عزیز گرامی های عزیز...ممنون که ما رو همراهی می کنید و همیاری....خوب بازی فینال جام جهانی و منم یه فرصتی گیر اوردم که بین این دو نیمه با شما باشم....ایتالیا - فرانسه...اکثرا دوست دارن ایتالیا ببره...بازی خوب همشهری های مارکوپولو رو دلیل حرف خود می دانند...شاید برج پیزا با این پیروزی خودشو راست کنه...

                                    

۱۸ تیر.... می آید و می رود...یادش گرامی باد...یاد آن روزا یاد بادا........یاد بادا........

                                   

بعد از اینکه دادگاهی در آمریکا از اشیاء تاریخی ایران برای غرامت عده ای از آسیب دیدگان حمله سربازان حماس استفاده کرد حالا آقایان مربوطه دست به دامن یونسکو شدند....آقای قاضی این اقاهه منو اذیت می کنه!

                                        

صحبت عیسی کلانتری رو شنیدید؟او کاملا  قبول دارد که اشتباه کرده است...آفرین...مرحبا...بلاخره این طلسم شکست....ولی آیا با این حرف حیثیت اسیب دیده محصولات کشاورزی ایران بر می گرده...نارنگی  ایرانی در انبارها پوسیده بشه و پاکستانیش بعضی ها رو سر مست کنه....آیا وزیر کنونی بهتر نیست دست از لبخند ژکوندش بر داره؟!

               

راستی برنامه ی کوله پشتی رو می بینید؟دیروز باز هم محمد جعفر ملکوتی رو آورده بود....حسنی مجری برنامه یه جا رو خیلی باحال اومد...گفت آقا من از یه چیز شما خیلی خوشم میاد...شما جدول مندلیف رو گذاشتید جلو و همینجور میگید اینو باید اضافه کنیم اونو باید اضافه کنیم....با حرف های که محمد جعفر ملکوتی در مورد کمبود سولفات روی زد مسلما وضع داروخانه ها کمی بهتر شده!

                                                      

به هومن جنگلی سر می زنم...او باز هم خبری آورده...نمی دانم سرنوشت من و تو به کجا خواهد رفت؟!

               وای چقدر خنکه!

                                                                                                    **موفق باشید**

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت 22:49  توسط مرد خاکی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
                                                                    

اثر کودهای شیمیایی بر روی واکنش خاک:                                        

استعمال کود معمولا تغییرات شیمیایی مهمی در خاک ایجاد نمی نماید لکن در برخی موارد مشاهده شده که میزان زیاد کودهای ازته باعث افزایش خاصیت اسیدی خاک گردیده است.در هر حال انتخاب و استعمال صحیح کود شیمیایی تغییرات مطلوبی را نیز در خاک ایجاد می نماید.اثرات کودهای شیمیایی بر روی خاک به شرح زیر خلاصه می گردند:

۱)کودهای پتاسه معمولی از قبیل موریت و سولفات پتاسیم،اثر دائمی و پابرجایی بر روی اسیدیته ی خاک نمی گذارند.

۲)سوپر فسفات ها به طور کلی تاثیر بر روی واکنش خاک ندارند لکن مواد استخوانی و سنگ فسفات سبب خنثی کردن اسیدیته ی خاک می شوند.(در PH خنثی گیاه بهترین نتیجه را می گیرد)

۳)کودهی شیمیایی که ازت موجود در آنها به صورت آمونیاک یا انواع دیگری(که تحت تاثیر نیتریفیکاسیون قرار می گیرند و تبدیل به نیترات می شوند)باشد،در صورتی که فاقد مواد آهکی باشند سبب افزایش اسیدیته ی خاک می گردند.این گونه اثرات بیشتر در خاکهای شنی و لوم شنی ظاهر می شوند.

۴)ازت کودهای شیمیایی نیتراتی با عناصر بازی از قبیل سدیم و یا کلسیم ترکیب و در صورتی که جذب گیاه شوند سبب کاهش اسیدیته خاک می گردند.این قیبل کودها شاما نیترات سودا و نیترات کلسیم می باشند.

در مورد کود دامی که اثر مثبت آنها بر تغذیه نباتات به اثبات رسیده،ذکر چند نکته خالی از لطف نیست.کود دامی باید شامل ادرار+مدفوع باشد.در نتیجه ادرار هم باید جمع شود که دو روش توصیه می شود:  ۱- استفاده از خاک اره:هر کیلو خاک اره در حدود ۴.۵ کیلو ادرار را جمع می کند که عیب ان اینست که باعث کثیف شدن دام می شود.  ۲-استفاده از کاه که در ازای هر کیلو کاه ،۲.۵ کیلو ادرار جمع می شود.

کود دامی نباید تازه باشد چون در زمین علف هرز ایجاد می کند،البته گاهی برای پوک شدن خاک به کود تازه نیاز داریم.(برای خاکهای رسی-سنگین- خوب است) و کود پوسیده باعث اتصال ذرات به هم می شود( برای خاکهای شنی-سبک- خوب است)

در کل معمولا اثرات مفید کود دامی در مقایسه با کودهای شیمیایی مدت بیشتری دوام می اورند.

مصرف غلط کودها منجر به بیماری هایی در گیاهان زراعی می شود...مصرف زياد كود ازته باعث افزايش بيشتر پژمردگي پنبه مي‌شود.
بيماري پژمردگي ورتيسيليومي پنبه با نام علمي Verticillium dahliae يكي از مهم‌ترين و شايع‌ترين بيماري‌هاي پنبه در تمام نقاط پنبه‌كاري است.

مصرف زياد كود ازته، گندم را به بيماری فوزاريوم خوشه حساس مي‌كند.

                      

                                   سایت خوبی برای شناخت این موجودات بدبو!

                        ***************************************

خبرهای زیست محیطی که بمیرم ماشاء ا... همچنان خوش خبرند....

                                   

جنگل‌ ابر؛ يادگار عصر دايناسورها در خطر است نمی دونم چی از جون این جنگل ها می خواهند....مگر خیلی گردشگری در کشور رونق داره؟!نمی دونم آیا روزی باید فرا برسد که کیومرث مجبور بشه از صفرهای عنوان تارنگارش کم کنه؟!نمیشه شما از حرص و طمع خودت کم کنی؟!

چطور خارتورانی که محمد درویش ازش خیلی تعریف می کنه باید به خاطر کارخانه ی سیمان از بین بره؟

            

چطور باید در البرز مرکزی ارس ها خاموش بمیرند...نه تشییع جنازه ای،نه گریه ای،نه فریادی....

خسته ام...دیگر اسلحه هامان اثری ندارد...چه کنم؟بذارید یه تنفس کنم....دیگران دارند ادامه می دهند...ولی برای راهی که خودشان انتخاب نکردند....من می خواهم تنفس کنم...شاید بنشینم تا منتظر طلوع فرج....تا اسلحه ام را بکار ببرم....

                              خسته - عکاس گلبو فیوضی

                     ** *******************************************

بازیهای فوتبال چطور بود؟راضی بودید؟!انگلیس - پرتغال و برزیل - فرانسه....

از نتیجه ی انگلیس-پرتغال که خیلی ناراضیم...به نظرم پرتغال مهره ی مار داره...من که ناراحت بودم عوضش پدر و مادرم شاد بودند...اونا می خواستند پرتغال ببره...میگه بذار یه بار  پرتغال بره بالا...میگم پرتغال رو شانس و خشونت تونست تیم مارکو فان باستن رو ببره و بیاد بالا...میگن نه می دونی که همین انگلیسهای کثیف باعث شدند شمع آزادی دولت مصدق خاموش شه..میگم می دونم ولی پرتغال حقش نبود...بذار پرتغالی ها هم گریه کنند....چرا شادیشون ادامه داره؟چرا ما باید گریه کنیم ولی اونا باید همچنان شاد باشند....

               

               

                    

برای دیدن عکسهای بیشتر می تونید به ایرج مهرگان سری بزنید....

                    ما چقدر خوشحالیم!

                   دهان کجی!هه هه هه ما بردیم!

ایران - مکزیک از نگاه ایرج مهرگان

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 13:39  توسط مرد خاکی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
روزها را سپری می کنم به امید فردایی بهتر....آیا امیدهای من جای امیدواری دارد؟تابستان است و گرما....رشته افکارم از فوتون های انرژی جایی بهتر از شمال را سراغ ندارد...ولی حرفهایی می شنوم....به جاده ی اسالم-خلخال سری زده اید؟منطقه ای بی نظیر که خاطراتی شیرین از آن دارم....امروزها دیگر به سرسبزی گذشته نیست....لخت و بی عار شده....نمی دانم چرا در این عصر تکنولوژی بی حجابی رونق یافته و او از انسان های چشم چران در امان نیست.....مسافرانی که بخواهند  به اردبیل یا تبریز بروند حتما از این جاده می گذرند...هم مسافت کوتاهتر و هم هوای تازه تر....تنفسی کوتاه در بین راه برای جنگل سخت است...او رویش نمی شود آنها را بیرون بیندازد...گفته اند مهمان حبیب خداست....ولی آیا مهمان هم اینقدر پررو و گستاخ....هر چه آشغال دارد می دهد به صاحبخانه و بعد هم خداحافظ...آنقدر ریخت و پاش می کند که نگو...آلاچیق های سر راه هم که نگو...روز بروز افزون تر...فرسایش ها بیداد می کند....دوستی می گوید الا ای مردمان ...۳۰۰ سال زمان نیاز است(به فکر می روم مگر استاد نگفت ۷۰۰ سال)ای کاش اینقدر بی تفاوت نبودیم....ای کاش شهردار تهران دستور قطع درختان را نمی داد...در حالیکه در مراسم ۲۲ هزار پلیس نوجوان محیط زیست به آنها راه و رسم را نشان می دهد....در حالیکه تهران دارد خفه می شود می گویند تهران اولین شهری است که گواهینامه ISO محیط زیست! را گرفته....ای کاش فقط در بیلبوردهای بزرگراه ها محیط زیست برایمان ارزش نداشت....

                                      

          

       اسالم-خلخال/اوشین زاخاریان

نمی دانم از هجوم پروانه سفید آمریکایی به جنگل های تالش دولاب خبر دارید یا نه؟جانوری که در بایکوت خبری و رسانه ای به کار خودش ادامه می دهد...جنگل.....محصولات زراعی...هر چیز سبز را بر سر راهش باشد می بلعد....نمی دانم که میدانی هامون دارد می میرد...نمی دانم که میدانی روستاها و شهرها با کم آبی مواجه اند...نمی دانم که می دانی ۸۰ درصد محصولات مزارع گیلان دارد هرز می رود با کم آبی با وجود نعمت آب و خست عقل و وجدان....نمی دانم چرا هنوز روستایی در کرمان هستند که در غارها به سسر می برند...نمی دانیم چون که با دانستنی های بسیاری روبرو هستیم و سرکار....{۱}

اشکم در آمده...این را به تو می گویم ای خدا....چون یکی اون بالا ما رو دوست داره.....فقط اوست....

                  

 دانی که واردات به ۳ برابر از صادارت رسیده.....دانی که با وجود سیاست زیرکانه ی روسها و عدم تحویل به موقع کارها بازهم می خواهیم به آنها سفارش دهیم....دانی که رئیس دانشگاه مادر ایران خیلی راحت و با دلایل به ظاهر منطقی قدیمی ها را جواب کرده در حالیکه همون قدیمی ها از برکناری و اخراج او در سالیان نه چندان دور حمایت نکرده و او را مفید دانسته اند...چه شبهت قشنگی به از پشت خنجر زدن دارد...نه؟

             دایی جون قربونت بریم...

          قربونت برم تپل!

  - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

{۱}ر.ج به خبری به نقل از نماینده آستارا در مجلس به رنج نه برنج!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت 14:55  توسط مرد خاکی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سلام به دوستان...امیدوارم که خوب و خوش باشید....امتحانت ما هم تمام شد...ولی با خاطره ای بد....امتحان شیمی آلی با همکاری مرد یخی....مرد کت و شلوار طوسی....او انتقام گرفته بود...یک امتحان سخت....خیلی سخت...همه می ترسند...او جواب سوالهای ما رو با نگاه چپ می داد...او براستی کیست؟مرد آهنی؟آیا او شایسته صفت ژنرال به جای خانم .... نیست؟

         سالن امتحانات....

حال مروری بر احوال روزگار گذشته ی ما!

راستی این خبر واقعا صحت داره؟!

هنگامی‌ که‌ همکاران‌ اعزامی‌ خبرورزشی‌ قصد ورود به‌ ورزشگاه‌ لايپزيک‌ را داشتند با صحنه‌ تأسف ‌برانگيزی‌ مواجه‌ شدند که‌ ناراحتی‌ همه‌ آنها را در پی‌ داشت. ماجرا از اين‌ قرار بود که‌ دختر برانکو ايوانکوويچ‌ که‌ قاعدتاً‌ به‌ واسطه‌ حضور پدرش‌ بر روی‌ نيمکت‌ تيم‌ملی‌ ايران‌ بايد با حساسيت‌ خاصی‌ ديدارهای‌ ما را پيگيری‌ کند بی‌خيال‌ مسابقه‌ بود و قصد داشت‌ با بليت‌های‌ اهدايی‌ از سوی‌ برانکو کاسبی‌ کند.

وی‌ که‌ بليت‌های‌ ۱۰۰ يورويی‌ در اختيار داشت‌ (که‌ مربوط‌ به‌ محل‌های‌ مطلوب‌ استقرار تماشاگران‌ می‌شود) بيرون‌ ورزشگاه‌ به‌ فروش‌ آنها مشغول‌ بود. جالب‌ اينجاست‌ که‌ برای‌ او اصلاً‌ مهم‌ نبود سهميه‌ بليت‌ خود را به‌ چه‌ کسی‌ می‌فروشد زيرا فقط‌ می‌خواست‌ آنها را به‌ پول‌ نقد بدل‌ کند. بالاخره‌ يک‌ ايرانی‌ مقيم‌ اروپا نزد دختر برانکو رفت‌ و يکی‌ از بليت‌های‌ اين‌ خانم‌ را به‌ ارزش‌ ۵۰ يورو خريداری‌ کرد!
توضيح‌ خبر ورزشی: واقعه‌ فوق‌ توسط‌ يکی‌ از خبرنگاران‌ خبر ورزشی‌ با دوربين‌ "هندی‌کم" تصويربرداری‌ شده‌ و فيلم‌ آن‌ نزد ما محفوظ‌ می‌باشد.

          

                              

        

               واپسین نفس های دریاچه - تارنمای داده های علوم زمين

               گونه هاى كمياب «پليكان خاكسترى» و «لك لك پاقرمز» در تالاب درياچه «بختگان»

               روند شتابناک قتل زندگي در ميگون- تارنگار محمد درویش

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 23:42  توسط مرد خاکی  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 
http://rapidbaz.com/from/10761