|
|
|
|
|
امتحانات به پایان رسید...شب بیدار موندنهای خرخوانها دیگه تموم شد...اکثر نمره ها هم داده شده...امروز اخرین امتحان که گیاه باشه رو گذروندیم...دو نوع سوال بود...دو برگه ای و تک برگه ای...دوبرگه ای که سختتر هم بود به قرعه ما خورد برای بعضی ها که اتفاقا خرخونها بودند اون یکی افتاد....تو سوالات ما هم یکی بیرون از جزوه و دیگری بیرون از کلاس بود....خلاصه شانس ما یکی که بدجوری تو سراشیبیه....روز دوشنبه امتحان زمین داشتیم...سوالاتو به نظر بچه ها اسون بود و امروز هم نمره هاشو زده بود...نمره ی زمینم از بهترین نمره هام بود...یه چیز هم بگم...اگه خواستید تحقیق به این استاد بدید بهتره از فکرش بیان بیرون....چون ۳۰ صفحه تحقیق با ۱۰ صفحه رنگی که از نظر مطالب علمی چیزی کمتر از جزوش نداره مساویست با ۰.۲۵ نمره...واقعا لطف کردند...بالاترین نمره ها هم متعلق به ابیها بود...یه نفر هم با ۹ افتاده بود...فکر کنم خاکی بود... سراغ خانم سبک دست دبیر زیست بریم......اونچیزی که من دیدم عجیب بود...نسبتا زیر ۱۰ زیاد بود...ما هم نمره ی قبولی رو دریافت کردیم...اصفهانی ها و مازنی و یزدی ها ترکونده بودند!!!!دوست عزیزی که در مطلب قبلی افتخار دادند و نظر دادند از رفتار و شخصیت پردیسی ها پرسیده بودند...یکی از چیزایی که می تونم به شما دوست عزیز بگم اینه که اکثرا برای درس خوندن اومدن...اکثرا برای حفظ کردن اومدند...اکثرا چیزی به نام درک و شعور ندارند...نسبت به خیلی چیزایی که باید اگاه باشند روشن نیستند....طرز تفکرات بچه گانه دارند....نسبت به چیزی که می خونند فکر نمی کنند یعنی ازشون(از همون خرخوانها) دلیل اینکه برای چی اینجوریه...میگن تو چکار داری....بخون تا پاس کنی....اخه زشت نیست؟!!شاید من زیاد ایده ال نگرم!!!!!!شخصیت هایی که تو اونا پیدا میشه نمودار از جامعه است...چاپلوس...متملق...چیزی که تو مملکت از نان شب هم واجبتر شده.... در مورد خانم های پردیس هم میشه گفت مرده های متحرک اند....البته بنده به شخصه بهشون احترام میذارم ولی از این موجوداتی که می تونند همراه و همیار خیلی از موفقیتهایی که کسب میشه باشند چیزی جز پاره ای رفتارهای غیر قابل باور می بینم....برام زجراوره که انسانی که جزو گلچین های کشوره اینطوری باشه...جوونی که تونسته سد کنکور رو پشت سر بذاره به چیزای سطحی نظر داشته باشه....البته محیط دانشگاه و خود کادر عملی و علمی دانشگاه هم چیزی که من نوعی جذبش بشم ندارند.... حالا بریم به سراغ ریاضی...بهتون بگم واسه ی مقدار ناچیزی مشروط میشی....مجبور به حذف درس ترم آیندت میشی و اینم اضافه میشه که به فکر ریاضی باشی یا درس دیگرت که با هم تداخل دارند....براش از رابطه ی استادی و دانشجویی میگی بهت بر می گرده میگه:نه!!!چه حسی بهت درس میده...این اولین درخواستم از یه نفر تو این مدت تحصیل ۱۲ سالم بوده ولی گویا تو نمی تونی اونو قانع کنی...تو نمی تونی مثل بعضیها با ۶ نمره گرفتن رهایی یابی...اره نتونستم....عوضش برای دوستات خوش قدمی...کار اونا رو راه میندازی...نگران بقیه ای...ولی ذات این کارا رو فقط خدا می بینه...جهانیان چشماشونو به خیلی چیزا بستن...به خیلی چیزا پشت کردند...به قول یکی از دوستان فهیم اینا روانیند....یکی از دوستان والدشون فوت کرده بود....نمره ی قبولی رو کسب نمی کنه و دوستانش به استاد قضیه رو میگن...میدونین چی میگه:میگه خوب اینم جزئی از زندگیه....شما چجوری خودتونو با این حرف توجیه می کنید؟ایا به نظر شما به قول همون عزیز یه عده روانی نیستند؟!می دونید اقای طباطبایی چی میگه؟!میگه تو سواد علمی نداری...چرا؟چون چیزی رو که حواسم نبوده،دقت نکردم اشتباه کردم....ایا این منطقیه؟!نه شما سواد علمی داری که نتونستید به ۹۹ نفر از ۱۵۶ نفر دانشجوها مطلبو یاد بدی...۹۹ نفر تو امتحان پایان ترم کسب نمره ی زیر ۱۰ دارند....فقط و فقط به لطف امتحان میان ترم و تقلب و دستکاری عده ای تونستند این درسو پاس کنند...اخه شما یادته که روزای اول دستت می لرزید....برای چی؟!اضطراب داشتی؟!برای چی؟!چون بلد نبودی....چون همش سوتی میدادی....نه شما اقای طباطبایی،شما به نظر خودتون سواد علمی دارید؟!کم بود از دانشکده دیپورت بشی ولی خیلی خوش شانس بودی....اره ماندنتون مساوی بود با توهین به دانشجو،حفظ کردن ریاضی،اره شاید واسه ی شما کارنامه ی قابل قبولی باشه ولی برای دانشکده و بدتر از اون برای من باعث سرافکندگیه.....اقای هورفر رئیس گروه آبیاری و آبادانی......شما با این عمل باعث آبادانی بازار تجدیدی ها و مشروطی شدید....تبریک میگم.....در آخر خوندن این مطلبو بهتون توصیه میکنم....وقتی میخونیش برات مثل این می مونه که دارند به حد مرگ شلاقت می زنند....انزواى علمى يعنى مرگ
خوب از دانشکده بیرون میریم...اره غروب امتحاناتو می بینم....غروب غم انگیزیه....عیده ولی تو دلت یه چیز دیگس...با خودت در کلنجاری....ولی باید امیدوار باشی...باید بخندی تا اونایی که دوسشون داری رو نرنجونی...اونا به اندازه خستن...اره...اونا دوری عزیزیو رو دارن تحمل می کنند و امیدشون الان به توست...و تو هم خواسته ی اونا رو نتونستی .....اخه این چه روزیه...ولی من زنده ام....نمی دونم ولی زنده ام....زنده به عشق خدا،خانواده،معشوقت و وطنت.... این انفلوآنزای مرغی بدجوری هم منو با خودش مشغول کرده...خدا کنه مرغای دیروزی که به خوردمون دادند ۷۰ درجه حرارت دیده باشه....تو یکی از روستاهای سلماس مواردی دیده شده....امیدوارم به خیر بگذره.....ما با ترکیه فرق داریم،نه؟! بشار اسد هم که گفته کوتاه نمیاد...اگه پدرش بود حتما بهش نصیحتایی می کرد...ولی خوب جوونی و هزار سودا! بحران هسته ای ایران هم که داره به راه خودش میره....ما که بهش کاری نداریم...بگذاریم هرجور که دلش میخاد بره،بره!ما که کاره ای نیسیم.....سفر خوش!!!!!!! تو شیلی هم نسیمی شبه مصدقی شروع به وزیدن کرده.... تو اصفهان هم امام جمعه حرفای جالبی از قشر معلمان زده....گفته اند که: برخي زنان معلم فساد را ترويج مي کنند............. خبر دیگه هم اینکه: دانش آموختگان كشاورزي به عنوان دهيار انتخاب می شوند....ادامه مطلب در اخر بیاییم این کلام را با هم زمزمه کنیم: به من بگو نگو ، نمیگویم ، اما نگو نفهم ، که من نمی توانم نفهمم ، من می فهمم . دکتر علی شریعتی |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384ساعت 21:3 توسط مرد خاکی
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام به دوستان عزیز...خوبید؟چه خبرا؟امتحاناتو ترکوندید دیگه،نه؟!خوب،منم تو این هفته درگیر امتحانات بودم...حتی اگه درسم نخونی و بهش محل نذاری باز تو رو راحت نمیذاره و خونه و زندگیت و عشقتو خانودتو ازت می گیره...۲شنبه امتحان ریاضی داشتیم...فرض کن استادی که میگن دکترای شیمی از کانادا داره چجوری سوال طرح میکنه...تقریبا میشه گفت نزدیک ۹ نمره از چیزایی بود که گفته بود و برای کسب بقیه نمره ها هم باید از خودت خلاقیت نشون میدادی...زیاد جالب نبود...منم سوالای چرتشو با جوابهای چرت و خنده دار پاسخ دادم....
روز ۳ شنبه روزخانم شریف نیا بود...مهندس نیر السادات شریف نیا...استاد گروه خاکشناسیست...از خصوصیات بارزش میشه به جدی بودنش اشاره کرد..البته بعضی موقعا باور نمی کنید از ایشون شوخ طبعی رو ببنید ولی اگه شارژ باشند می تونید این قسمتم هم داشته باشید...در مورد سوادشون تقریبا باید بگم خوبند....ولی عالی هم نیستند..پیچوندن مطالب رو از ایشون انتظار نداشتم...البته باز بگما از بعضیها بهترند... امتحانشون هم در حد متوسط به بالا برگزار شد...فکر می کنم با ما بهش خوش گذشته که ما رو باز میخاد ببینه...امتحانی که اعدادش فوق العاده اعشاری بود و ما هم مستضعف بی درد،ماشین حساب نداریم....فقط یه بار از دوستمون گرفتیم اونم که اقای حسنی الم شنگه ای به پا کرد که از اون ۲۲ تا مسئله خودم ۲۱ تاشو با دست حساب کردم...باز به معرفت خدا....یه چیزی هم بگم...زیاد به بارم بندی این اساتید به ظاهر محترم نباید توجه کرد...چون سر از جایی در میارید که می بیند بازگشتی به عقب داشتید نه حرکت به جلو........یه چیز جالبم اون روز اتفاق افتاد...اون روز فهمیدم که چقدر مسئولین دانشکده(مخصوصا اونی که مسول ازمایشگاه شیمیه-اصلا فاملیشم از لطف خالی نیست) به حفظ و سلامتی قشر زحمتکش و مورد ظلم جامعه اهمیت میدند...اوهو...اهه...عطسه....اوپچه...چی شده عزیز...نگران نباش...اول یه لیوان اب....نه کارشاز نیست...یه چای داغ....با ۴ حبه قند...تازه خم هم میشند و به طرف تعارفات بیجا می کنند...البته اینگونه حرکات در امتحان ریاضی به اشکال دیگری به وسیله ی استاد نمودار شد.... شب یکشنبه هم اولین برف پاییزی به خاک نه چندان گرم دانشکده نشست....چیز جالبی که از یکی از دوستان شنیدم این بود که قدیم قدیما(یادش بخیر)تو همین بلوار دانشکده اولین برفی که میومده پسران به سمت دخترها گلوله برفی پرتاب می کردند....باید صحنه ی جالبی بوده باشه...روزی که خنده ی دانشجویان چنارهای دانشکده رو بیدار می کردند و پرنده ها رو به پرواز می کشوند... در مورد درس اشنایی با نرم افزارهای کاربردی هم فقط اینو بدونید که تئوریش کاملا مزخرف و بی بهره و عملیش در عوض....اقا...شرافتمند....جوابتو رو میده....خلاصه اقاست دیگه...نمره دادنش هم که حرف نداره...البته بچه ها تلاش می کنند و این نمره ها رو خودشون می گیرند و استاد هم کمک می کنه.... امروز هم پنج شنبه است....تهران از دیروز بدجوری شروع به برف باریدن کرده...ما هم به خاطر اینکه از امتحان جا نمونیم سریع کارامونو انجام دادیم و عازم ولایت شدیم...حول و حوش ۶ تو تجریش بودیم و ساعت ۶.۱۵ حرکت و یه ربع به ۷ هم تو دانشکده بودیم....هیشکی نبود ولی درخشش برف ها ادمو کلی حال میداد....امحتان زیست هم گذشت...چندتا از بچه های تهرانی خاک نبودند..ایمدوارم که براشون مشکلی پیش نیومده باشه...جالبه بدونید ما که خاکیم باید ۲۵۰ صفحه مطالعه میکردیم ولی بچه های دامیزاسیون ۱۷۰ صفحه...خودتون بگید بیشتر زیست به درد کدوممون می خوره...امتحان بدی نبود ولی باز جالب نشد....خوب برگردیم به حال و هوای برفی.... وقتی برف میباره نگران کارتون خوابا میشم....تو این مدتا خیلیهاشون ارام گرفتند و هیچ چیزی از اونا تو سیما نمی بینیم...ولی....اگه یه کارتون خواب تو فلان کشور اروپایی بمیره...خبرشو تیتر می کنند و شروع به ...........خبر سقوط هواپیمای فرمانده ی نیروی زمینی تو یکی از دهات ارومیه با گذشت ۳۵ روز از حادثه سی-۱۳۰ هم متاثرم کرد......الکی چند روز گریه می کنند و بعداشم فراموشش می کنند...خیلی دوست داشتم مطلبی از انوشیروان کیهانی زاده که در مورد اخلاقیات ایرانی ها نوشته بود برای شما عزیزان میوردم...ولی نمی دونم که کجاست... موافقت با حذف ۵ روز تعطیلات رسمی تنها خبری بود که کمی واسم امیدواری ایجاد کرد...قراره ۱۲ فروردین،۱۵ خرداد،شهادت امام صادق،ولادت حضرت علی(این یکی نباید حذف میشد)و روز شهادت امام رضا(به جز استان خراسان رضوی)حذف بشندو عید فطر ۲ روز تعطیل باشه...البته امیدوارم این اقدامات به جاهای منحرف که بعضیها قصد دارند عملیش کنند کشیده نشه..... این هم تصاویری از امروز ما.....موقع برگشتن هم اتوبوس خراب شد...به لطف هموطنان ماشین شخصی به خونه سالم رسیدیم...جالب بود برام...کرج نسبت به گذشته گرمتر شده...ولی تهران سردتر شده.....امروز اگه به خیابونا سر میزدید می تونستید سرکار بودن ملتو کامل و شفاف ببینید....ولی امروز روز زیبایی بود...امروز به خدا نزدیکتر بودم و این برام لذتی بی نظیر بود....ادم وقتی احساس نزدیکی با خدا رو میکنه حتی خراب شدن امتحانشو فراموش میکنه....امروز همه خندون بودند....و این برام خیلی خوشحال کننده بود....
این هم خبری دگر يک فرمانده ارشد سپاه خبر دادذخیره سازي نظامي و اقتصادي براي روزهاي دشوار!!!!!!!!!خبری که حوالی کرج صدا به پا کرده..... نگاه ايل جورناله به حکم اعدام "نازنين" / قتل برای جلوگيری از تجاوز حالا تو یکی از روزنامه ها خوندم که : رای اصراری جدید دیوان عالی کشور شبهه در انگیزه قاتل،منتفی شدن قصاص....این ماجرا مربوط به پسریه که میگه برای دفاع عرض طرفو کشته...از پزشکی قانونی هم مدرکی نیست....پسر هم هیچ یک ادله اثبات دعوی رو در اختیار نداشته...حالا یکی اینجوری....اون دختر هم اونجوری.....اوضاع قاراشمیشه.....نه؟!!!!!! این روزها هم کتابی تحت عنوان زمین شناسی تاریخی از انتشارات کلیدر مطالعه کردم.....بعضی ار بخشای مورد علاقمو خوندم....بد نبود....حتما می دونید که دکتر تهرانی ادم باسوادیه...از کتابش هم معلومه.......
این هم مطلبی زیبا.....خوندشو رو توصیه و تجویر می کنم.... فوايد پاره آجر
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم دی 1384ساعت 16:26 توسط مرد خاکی
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام به دوستان عزیز...امیدوارم دلاتون افتابی باشه...خوب چه خبرا؟حتما میگید خبری ندارید...ولی من یه خبرایی داریم...دیروز امتحانات پایان با متون اسلامی افتتاح شد....امتحانو زیاد خوب نبود ولی اکثر بچه ها با تکیه بر خرخونی و تقلب راضی بودند....امیدوارم خدا منو تو این ازمون ها تنها نذاره....کار دیگه پردیسی ها انتخاب واحد بود....انتخاب واحد خاکیها هم قضایای جالبی داشت...جواب ندادن به خاکی...رجوع دادن به دگری....اجبار واحدی...ناهماهنگی دستگاهها....به فکر خود بودن بعضی ها(میگن در تنهایی به فکر خود باش و در جمع به دیگران)منت گذاشتن افرادی به اصطلاخ استاد...سرکار گذاشتن قشر حساس دانشجو....سخنان جالب استاد راهنما....اول گویند تا ترم چهارم نمی تونید اقا بالاسر خود باشید بعد میگن تا ترم هفت!اظهارات جالب دیگر هم که با اب طلا باید زد در دفتر ایشون این بود که دانشجو باید از اول هفته ساعت ۸ صبح تا پایان ساعت ۵.۵ بعدازظهر روز چهارشنبه در اختیار ما باشه...با این حساب ما گوسپندیم و بابا چوپان!
حال بریم به امتحان ۱۹ دی...ریاضی...با استاذی همچون فلانی واقعا برام مایه غروره....امیدوارم بتونم با کسب نمره ی خوب جوابی در خور مقام ایشون بدم....
حال بریم به خبرای سه گوشه ی جهان... اماس بحران هسته ای ایران در حال چرک کردن........
این هم تقدیم به طرافدارن برره.... ضربوشتم راننده تاكسی به خاطر استفاده از زبان بررهای تعطیلی مجدد اسیا...اطلاعات بیشتر از .... حقیقتی دگر از جامعه...اونم تو جنوب شهر!!!!
مایه بدبختی ما و خوشبختی از ما بهتران....
این هم مظهری از مهرورزی خرید تعدادی سطل آشغال الکترونیکی چینی با اعتراض نمایندگان ساده زیست مجلس هفتم مواجه شد. حسن کامران، نماینده اصفهان، که از دیدن این سطل های آشغال الکترونیک وحشت کرده بود و جیغ می کشید، گفت: « چه کسی با وجود بدبختی های مردم این سطل های آشغال الکترونیکی را خریده است.» در پی ابراز انزجار شدید حسن کامران، سایر نمایندگان مجلس نیز متوجه سطل های آشغال شدند. این نمایندگان در حالی که در صفوف متحد و به هم پیوسته اجتماع کرده بودند، فریاد می زدند: «این سطل های آشغال نابود باید گردد.» آنان در حالی که یقه های شان را پاره کرده بودند، فریاد می زدند: « سطل الکترونیک نابود باید گردد، به جاش سطل پلاستیک ایجاد باید گردد!!!!!!!! این روزها نمی دونم چرا رگ مطالعه ازادم شروع به احیا شدن کرده....اینم یکی از کتابایی که این اواخر خوندمش....به اذری ها تهیه این کتاب رو توصیه نمی کنم ولی اگه گیرتون اومد بد نیست!!!!! انتشارات قطره....چاپ اول ۸۲....بهاء ۲۰۰۰ تومان.... از ضرب المثل های این کتاب: اوشاق سیشدی بیریانا،گلین یاخدی هریانا.... ات المانی جاهل گوندر،قیز المانی اهل..... پولون اولدی اون،نوزووه تیک دون.ولون اولدی اللی ادون اولدی بللی.ولون اولدی یوز،گیر ایچین ده اوز.ولون اولدی مین،کهراتی مین....
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم دی 1384ساعت 13:20 توسط مرد خاکی
|
|
||
|
|
|
|
از وقتی که تو خاکشناسی قبول شدم دنبال مجله های که در مورد کشاورزی باشه بودم....ولی چیزی که به دردم بخوره نیافتم..مجله ی دهاتی و سنبله تقریبا بیشتر اوقات دنبالشون می کنم....سنبله بخشی برای علم مادر خاک شناسی نداره و دهاتی هم بد نیس....شما چی؟ایا دنبال می کنید چنین کارهایی رو؟!یا فقط درس و درس؟! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی 1384ساعت 13:51 توسط مرد خاکی
|
|
||
|
|
|
|
|
فروغ رو دوست دارم....بعضی مواقع شعراش با من همراهی می کنه...امیدوارم همیشه تو دلای ما یاد فروغ،پر فروغ و روشن باشه....در مورد سالروز تولد فروغ نفهمیدم کدام تاریخ معتبره؟!۱۰ دی یا ۱۵ دی؟!نشریه نامه تاریخ تولدشو زده ۱۰ دی و تاریخ دیگر به گفته ی انجمن فروغ ۱۵ دی ماه می باشد که فکر کنم ۱۵ دی موثق باشه....در ضمن انجمن فروغ در ۱۵ دی ماه به مناسبت ۷۱ سالروز تولد فروغ ساعت پانزده در دربند،ارامگاه ظهیرالدوله مراسمی را خواهند داشت....
چرا توقف كنم، چرا؟ |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دهم دی 1384ساعت 23:15 توسط مرد خاکی
|
|
||
|
|
|
|
|
کاریکاتوری زیبا از خانم مظفری.......
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه نهم دی 1384ساعت 23:25 توسط مرد خاکی
|
|
||
|
|
|
|
|
اه...خدایا...خسته شدم...نمی دونم چرا برخلاف دوستانم نمی تونم بشینم پای درس...نمی دونم بندازم تقصیر چی؟تقصیر عشق...تقصیر روزگار..تقصیر شیطون...تقصیر موش های خیابون...گزهای بیابون...ادم های پریشون....نمی دونم....چم شده؟
به نظر شما خدا بیشتر از کارای من راضی میشه یا اونی که میشینه فقط درس می خونه...کسی که فقط به فکر درسه..به فکر خودشه..کسی که بی تفاوت نسبت به اتفاقات پیرامونش...کسی که قلبشو خفه می کنه تا عاشق نشه...به نظر شما خدا از خلق کدوم یکی از ما راضیه؟ بعد از امتحان ۴ شنبه اصلا دلم چنگی به درس خوندن نمیده..دلم گرفته...میشینم پای رایانه و میشینم اخبارو پیگیری می کنم...کمی مطالعه ازاد می کنم...به ستاره ها نگاه می کنم...به عیادت میرم...به عزیزانم فکر می کنم...به حکمت زندگی....به همه چی جز درس...دانشکده....راستی تخمه هم شکوندیم!!! تو این چند روزه یه کتابی از کتابخونه گرفتم به نام ناگفته هایی از دولت دکتر مصدق دستنوشته های محمد ابراهیم امیر تیمور(کلالی) به کوشش مرتضی رسول پور........
تو این کتاب چیزای جالبی هست...این اقا محمد ابراهیم ملقب به سردار نصرت فرزند علیمردان خان نصرت الملک سردار خراسان و نیز سرحد دار کل و رئیس ایل و سوار تیموری در سال ۱۳۱۸ قمری دیده به جهان گشوده...در ۱۸ ماهگی پدر رو از دست میده و در سه سالگی مادر....تربیت امیر تیمور هم به عهده ی یکی از زنان خدمتکار پدرش به نام کاکا بوده که امیر تیمور از این زن به نیکی یاد کرده...ایشون مدتی نماینده ی مجلس دوره ی ششم بوده(جوانترین نماینده)و در ادوار هفتم تا نهم و نیز دوازدهم تا پانزدهم و همچنین دوره هجدهم...خلاصه ادم فعالی بوده....البته بگم در دو مجلس موسسان که یکی در سال ۱۳۰۴ و دیگری در سال ۱۳۲۸ تشکیل شده هم شرکت داشته...امیر تیمور همچنین در گروه پارلمانی که مرکب از ۱۸ عضو بوده و دکتر مرحوم مصدق ریاست ان را بر عهده داشتند عضو بوده(این تشکل کمیسیونی برای نفت تشکیل داده بودند).امیر تیمور جزو اولین وزرای کابینه ی دکتر مصدق بوده و اولین ماموریتش به عنوان وزیر کار بوده...خوب وارد چیزای جزئی نمیشم...می تونید در صورت علاقه برید این کتابو تهیه کنید.... از مطالب جالبه این کتاب ذکر خاطره ای از ایرج اسکندری(از اعضای حزب توده)درباره ی دکتر مصدق هست......... ایرج اسکندری در خاطرات خود نحوه ی برخورد دکتر مصدق را در مورد حریم امنیت به خوبی ترسیم کرده است: درباره ی حریم امنیت و در رابطه با همین مسئله ی نفت و این مسائل برای اولین بار طبری مقاله ای در روزنامه ی رهبر نوشته و ضمن ان گفته است که شمال ایران حریم امنیت شوروی است و ما بایستی این حریم را محترم بشماریم....ما{هم}خیال می کردیم که حرف صحیحی است که گفته شده.به این دلیل یکی دوبار دیگر هم ضمن مقالات بعدی حریم امنیت را تکرار می کردیم.روزی برای صحبت به منزل دکتر مصدق رفته بودیم...دکتر یزدی هم بود.بحث می کردیم...در انجا ضمن صحبت گفتم:اخر این مسئله بالاخره جزء حریم امنیت شوروی است.دکتر مصدق گفت:چی گفتی؟حریم امنیت؟دست کرد در جیبش یک قلمتراش در اورد بیرون.تیغه ی ان را باز کرد و به من گفت:تو جای پسر من هستی اگر یک دفعه ی دیگر این کلمه ی حریم امنیت از دهنت بیرون بیاید با این زبانت را می برم... قسمت جالب دیگر این کتاب عکس هاییست که توش هزاران نکته نهفته است...تصویر هایی که گویای مطالبی هستند که دیدنشون خالی از لطف نیست... این عکس محمد ابراهیم امیر تیمور در کنار فرزندانش ناهید و محمدرضاست.... این هم عکسی از هیئت اعزامی ایران به سازمان ملل متحد...دکتر مصدق...دختر ایشون...دکتر اللهیار صالح...دکتر فاطمی...پروفسور رولن و دخترش از شخصیت های جالبه این عکس زیباست....
این هم عکسی از سه زن....
و این هم محمد ابراهیم امیر تیمور......
خوب از امیر تیمور جان خدافظی کنیم بریم سراغ عمو سبزی فروش.......
این مطلبو شاید عده ای خونده باشند....ولی از انجایی که امارم خیلی قویه احتمال میدم عده ی کمی دیده باشندش... داستاني که در زير نقل ميشود، مربوط به دانشجويان ايراني است که دوران سلطنت «احمدشاه قاجار» براي تحصيل به آلمان رفته بودند و آقاي «دکتر جلال گنجي» فرزند مرحوم «سالار معتمد گنجي نيشابوري» براي نگارنده نقل کرد: عمو سبزيفروش! . . . بله. فصلنامۀ «ره آورد» شمارۀ 35، صفحۀ 286 – 287 |
||
|
+
نوشته شده در جمعه نهم دی 1384ساعت 23:16 توسط مرد خاکی
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام به دوستان خاکی و غیرخاکی....چه خبرا؟بابا ما را دریابید...یه چیزی بگید...فقط امیدواری دادن که نیس...یه عالمه کارای دیگه هم می تونید بکنید....
خوب....از دانشگاه بگم....می تونم بگم بعدازظهر ۴ شنبه برام از یه جهت خوشحال کننده بود و از یه جهت نگران کننده...به قول یکی از علما ۵۰-۵۰ بود ولی ۵۰ نگران بودن بیشتر بود!!!امتحان عملیه زمین...از استادی به منظمی خانم فیض نیا بعید بود که امتحانشو با تاخیر ۱۰ دقیقه ای برگزار کنه...ما تو اون ۳۰ دقیقه ای که منتظر بودیم برای امتحان داشتیم به اینکه امتحان چجوری برگزار میشه فکر می کردیم...خلاصه سرتونو درد نیارم....اخرش نفهمیدیم چجوری امتحان گرفته میشه تا زمانی که رفتیم تو....سالن خاک شناسی...خدا ذلیل کنه این سالونو...ثبت نام....امتحانا...اصلا همه ی راه ها به این سالن ختم میشه...بدبختانه که بیشتر خاطرات بد مونده تو ذهنمون....امتحانات پایان ترم هم از هفته ی دیگه ۱۴ دی با متون افتتاح میشه...خدا به خیر کنه....
از خبرای جالبم هم براتون بگم....تا حالا جن دیده بودید؟به لطف مهرورزیه! جن ها به دوستان عده ای جن زده شدند....میگن که ۲ تا از بچه های خوابگاه ۲ تو طبقه ی سوم جن دیدند...بچه ها رو دیدم...قیافشون که زیاد جالب نبود...مثه اینکه راس راسکیه...خدا عاقبت به خیر کنه....از اقدامات بچه ها هم چسبوندن ایه های قرانی و دعا و وردها بود...ولی به نظرم تو این دنیای تکنولوژی حتما باید یه جن گیری وجود داشته باشه!مثلا این یکی...کارش حرف نداره...گارانتی هم داره...میخام نمایندگیشو بگیرم...بد نیس.... در مورد جن می تونید مطالب جالبی در جن چیست؟ بیابید! خبر دیگه هم تودیع رئیس سابق دانشگاه تهران بود.......دیگه خودتون میدونید که چه گلستونی شده دیگه! خبر دیگه که هم اینکه فرزند رسول كاظمنژاد در مراسم بزرگداشت عكاسان جانباخته ءسقوط هواپيما گفته:به من نگاه كنيد! وقتي نگار كاظمنژاد، فرزند يكي از قربانيان روي صحنه رفت تا متن كوتاهش را بخواند، زماني بود كه دوباره صداي گريه خانوادهها بالا رفت. او زير عكس پدرش ايستاد و با بغض گفت: به من نگاه كنيد! چهره كدامتان را در عكسهاي پدرم ديدهام؟ بين شما كسي نبود تا پدرم را از اين سفر برحذر دارد؟ خبر دیگه هم که میگه ایران از نظر توسعه مالی تو خاور میانه سوم از اخره...خوبه اول نیسیم...حالا حدس بزنید از کیا جلوتره....سوریه و لیبی.........!خدافظ تا دیدار بعدی.........
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هشتم دی 1384ساعت 15:54 توسط مرد خاکی
|
|
||
|
|
|
|
|
**با هم بودن اغاز است با هم ماندن پیشرفت با هم کار کردن موفقیت** خاک و خاکشناس: خاک، ترکیب پیچیده ای است که در شاخه های مختلف از علوم، مورد بررسی قرار میگیرد. از رشته خاکشناسی soil science که جنبه های زیستی آن را بیشتر از همه مورد توجه قرار میدهد تا رشته های مکانیک خاک که جنبه هائی از خاک را که در احداث سازه های مختلف مورد نیاز است، همه را در بر میگیرد. شاید برای شما جالب باشد که بدانید حتی در ساخت شیره انگور و در قسمت های دیگر از صنایع غذائی و شوینده ها ، در صنایع فولاد، خاک نسوز،چینی، کاشی و حتی دفترچه های بیمه شما که دیگر کاربن نمی خواهد همه از نوعی از خاک در آن استفاده شده است. بنی آدم سرشت از خاک دارند امیدوارم که بتوانیم با همیاری و هم اندیشی شما به نشر این دانش کمکی کرده باشیم. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پنجم دی 1384ساعت 15:45 توسط مرد خاکی
|
|
||
|
|
|
|
|
رانندگان شرکت واحد اعتصاب کردند ؛ خیابان های تهران صبح امروز(۴ دی) قفل شد.......
سه روز پس از بازداشت ده تن از اعضاي سنديکاي کارگران شرکت واحد، ديروز تهران شاهد يکي از گسترده ترين اعتصاب هاي کارگري دو دهه اخير در کشور بود. اين اعتصاب که منابع خبري شرکت کنندگان در آن را از2000 تا 5000 نفر ذکر کرده اند، حمل ونقل در تهران را مختل کرد. مقامات حکومتي مجبور شدند براي جلوگيري از گسترش اين اعتصاب، برخي از بازداشت شدگان را آزاد کنند؛ اما برخي از کارگران آزاد شده از بازداشت هاي تازه اي در جريان اعتصاب ديروز خبر داده اند...............
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پنجم دی 1384ساعت 15:38 توسط مرد خاکی
|
|
||
|
|
|
|
|
امروز سالگرد فاجعه ای بس غمناک...می ریم به ۲ سال پیش....بمی ها در ان روز از خواب بلند نشدند یا انهایی که بلند شدند با چشمان خود چیزی دیدند که باور نمی کردند...شهر خراب شده بود...ارگ...ارگ...ویرانه شده بود....اری....۵ دی سال ۸۲ بود...حول و حوش ۵ صبح....صدها هزار انسان مردند....ولی گفتند ۶۰ هزار نفر....این را گفتند که راحت باشند....این را گفتند چون وجدانشان را به شیطان فروختند....
انروز از ایرج دیگر صدایی در نیامد...شاید زلزله مامور بود او را ببرد به بهشت تا برای حوریان بخواند....او در این جهان با فقر سازگاری کرد ولی خود را نباخت....شرفش را نفروخت....صدایش را به حراج نگذاشت و خدا به او بهشت را داد...خوشا به سعادتش... امشب ۴ دی ۸۴...هوا بارانی است...هیچ فکر کردی رمز این باران چیست؟ایا فکر کردی خدا به خاطر الودگی فرشته ها را امر داده که از دامن های خود قطرات باران را به سوی زمینیان روانه سازند...نه....اینطور نیست....اشتباه فکر کرده ای....او دلش گرفته است...او تنهاست...او در این رنج بزرگ با ما شریک شده است...او هم نیاز به گریه دارد...توجه داشته باشید که خدا نمی تواند اگهی تسلیت بزند...خدا نمی تواند جلوی جعبه ی سیاه به مردم اظهار تسلیت کند....او نمی تواند مجلس عزاداری بگیرد....او فراتر از این تصورات است....اوست بهانه ی ابرها برای گریستن....او خسته است...خسته از این همه درد و رنج...خسته از این همه جنگ و ننگ..... او تنهاست و این چیزی جز ذات او نیست....او هم دلش گرفته است...او با این همه بزرگیش می گرید برای ایرج ها...پس چرا ما نباید بگرییم؟مگر ما چیزی جز او هستیم...بیاییم گریه کنیم....گریه کن...گریه کن...گریه سهم دل تنگه.... |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پنجم دی 1384ساعت 15:24 توسط مرد خاکی
|
|
||
|
|
|
|
|
كمباين جان كشاورز راگرفت ارسنجان يزدانى خبرنگار خبرجنوب در يك حادثه كه در شهرستانارسنجان رخ داد پاى يك كشاورز بهوسيله تيغههاى كمباين قطع شد و جانخود را از دست داد. به گزارش خبرنگار ما در اين رابطهدر يك حادثه در شهرستان ارسنجانفرد كشاورزى در زمان كار در مزرعههنگام ريختن خوشههاى ذرت بهداخل دستگاه دانهگير ذرت كشيدهشد و هر دو پاى خود را از دست داد پس از اين حادثه و با فريادهاى او واطرافيان دستگاه دانهگير ذرتتوسط راننده كمباين خاموش شد وپيكر نيمهجان وى از ميان پرههاىدانهگير كمباين بيرون آورده شد. در پى اين حادثه مجروح بلافاصلهبه بيمارستان نمازى شيراز انتقال يافتاما به دليل شدت جراحات واردهجان خود را از دست داد. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوم دی 1384ساعت 17:16 توسط مرد خاکی
|
|
||
|
|
|
|
|
خاک چیست؟ خاک چیست؟
مقدمه:
در سالهای دور خاک بعنوان بخش بی ارزش پوسته زمین به شمار می رفت. تا اینکه در سال 1880 میلادی توسط دانشمندی روسی به نام "داکوچائف" بعنوان بخشی زنده و دارای ارزش مورد مطالعه قرار گرفت. خاک مخلوط پیچیده ای از مواد معدنی، آلی و موجودات زنده است. خاک یکی از محصولات محیط است که دائماً در معرض تغییر و نمو قرار دارد. خاک همیشه و در همه حال توسعه می یابد حال یا به آهستگی در مناطق خشک و یا سریع در مناطق مرطوب. خاک با یک تکه سنگ خرد شده و یا یک لایه جرم کثیف متفاوت است، خاصه مهم خاک این است که زنده است و موجودات زنده را می پروراند که مثال بارز آن گیاهان هستند. به دیگر بیان میتوان خاک را پوسته ای از زمین نامید که بدون آن زمین خواهد مرد. پوسته زمین ( در اینجا خاک) بوسیله باد، آب یا فعالیتهای انسان فرسوده می شود و از دیگر سو توسط فرآیند هوا زدگی سنگها یا بعبارت درست تر مواد مادری مجدّداً احیا یا نو می شود. خاک با دیمانسیون سه بعدی تعریف می شود یعنی ارتفاع به علاوه مساحت. هنگامی که در جاده ای شما در حال حرکت هستید به مقطع بریده تپه کنار جاده ( مقطع طبیعی ) نگاه کنید. می بینید که خاک روی آن، از لایه های مختلفی با رنگهای متفاوت تشکیل شده است. دقت کنید که به چه ترتیبی ضخامت لایه های منفرد از بالا به پائین تغییر می کند. چرا لایه های پائینی خاک تپه معمولاً ضخیم تر هستند؟ چرا لایه بالائی خاک تیره تر است؟ پاسخ همه این سئوالها به چگونگی تشکیل خاک بر می گردد. به دیگر بیان میتوان خاک را پوسته ای از زمین نامید که بدون آن زمین خواهد مرد تصویر از رایزو باکتریای خاک تهیه شده است. تصور هر شخص از خاک بر اساس استفاده ای است که از آن می کند.
یک مهندس عمران، از خاک بعنوان زیر بنا و مهد ساختمان، جاده و بزرگراه نگاه می کند. یک مهندس معدن، خاک را پوششی می بیند که باید آنرا بردارد تا به معادن و کانی های گرانبها دست پیدا کند. یک طراح فضای سبز به خاک بعنوان منبعی برای ساخت یک پارک یا باغ زیبا می نگرد. و بالاخره، مهندسین کشاورزی و منابع طبیعی به خاک بعنوان منبعی برای تولید محصولات کشاورزی و جنگل نگاه می کنند. ما می توانیم و باید علوم متداول مثل شیمی، فیزیک و بیولوژی را در مطالعات خاک بکار ببریم. همانطوری که بسیاری از دانشمندان در طول سالیان متمادی اینکار را انجام داده اند. ولی تحقیقات اخیر نشان دهنده این است که باید تحقیقات خود را تنوع ببخشیم و تغییراتی در آن بوجود آوریم. چالش پیش روی ما نگاه به کل سیستم طبیعی همراه با پیشرفت علوم در سایر زمینه ها و روابط متقابل بین آنهاست. آیا میتوان روی موجودات زنده خاک بدون توجه به محیط زیست مطالعه نمود؟ آیا میتوان یک ذره از خاک را بدون در نظر گرفتن ذرات کنار آن در یک خاکدانه مطالعه نمود؟ مشخصاً، دانش بیشتری را باید بدست آوریم. اگر چشمان خود را بیشتر باز کنیم تا از ماورای حصاری که علوم متداول یاد شده برای ما ترسیم نموده اند و با زاویه ای دیگر به مسائل بنگریم. دانشمندان خاک (خاکشناسی) در زمینه های شیمی، فیزیک و بیولوژی در اندیشه چنین کاری خواهند بود، به شرطیکه وقتی به خصوصیات فیزیکی، شیمیائی و بیولوژیکی خاک فکر می کنند، پویایی و روابط متقابل آنرا از یاد نبرند... خصوصیات فیزیکی، شیمیائی و بیولوژیکی خاک چیست؟ - خصوصیات فیزیکی، شیمیائی و بیولوژیکی
قسمت دوم
خصوصیات فیزیکی
هر چند بیشتر این خصوصیات خاک از مواد مادری آن به ارث می رسند ولی بعضی تلاشهای انسانی می توانند برخی از این خصوصیات را تغییر دهند بطوریکه حاصلخیزی خاک تامین شود. ساختمان مدوری که در شکل دیده می شود یک نمونه از خاکی است که نمک های سدیمی زیادی دارد. محصولاتی که در چنین خاکهائی رشد می کنند مشکلات فراوان نفوذپذیری ریشه های گیاهی را خواهند داشت. تصویر، یک مقطع نازک از مواد مادری خاک را زیر یک میکروسکوپ پلاریزان نشان می دهد.در این تصویر، به ترتیب پیچیده و اندازه کانی ها و ساختمانهای متخلخل توجه کنید .
در این تصویر، به ترتیب پیچیده و اندازه کانی ها و ساختمانهای متخلخل توجه کنید . هر کانی دارای قابلیت حلالیت و همچنین مقاومت به هوادیدگی منحصر بفرد می باشد . در کانی های مشابه ، ذرات کوچکتر سریعتر حل می شوند به علت اینکه دارای سطح تماس ( در واحد جرم ) بیشتری هستند و این سطح در معرض فرایند هوا دیدگی می باشند. تاثیر متقابل بین موجودات مختلف یک موضوع بسیار جالب در علم خاک است . یک مثال از این تاثیر متقابل همیاری باکتری با ریشه گیاهان است که در تصویر نشان داده شده است .
اغلب این همیاری به فواید دو طرفه منجر میشود. با تشکر از خانم نازنين لطفي . كارشناس مهندسي محيط زيست nlotfi@IRALCO.NET |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوم دی 1384ساعت 17:12 توسط مرد خاکی
|
|
||
|
|
|
|
|
واحد خبر پايگاه ملي داده هاي علوم زمين کشور - سنگها و گوهر کوه نور به نمايش گذاشته شد. نمايشگاه مشترک سنگ و کوه نور از تاريخ 25 آذرماه در محل موزه دفينه آغاز به کار نموده است . اين نمايشگاه تا اواخر اسفندماه داير خواهد بود. در اين نمايشگاه مجموعه اي از سنگهاي نيمه قيمتي به نمايش گذاشته شده است. علاقه مندان مي توانند به منظور بازديد از نمايشگاه مذکور به آدرس خيابان وليعصر - بلوار ميرداماد- نبش کوچه دفينه - موزه دفينه مراجعه نمايند........اگر هم با دکتر فیض نیا بیاید رایگانه
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوم دی 1384ساعت 17:4 توسط مرد خاکی
|
|
||
|
|
|
|
|
دكتر ملكوتي برنده جايزه سال 2005 آكادمي علوم جهان سوم
نمی دونم با ایشون اشنایی دارید یا خیر...من ایشونو یه بار قبل از کنکور در جعبه ی سیاه دیدم و میشه گفت یکی از دلایلی که باعث شد خاک رو در انتخاب رشته ام مد نظر داشته باشم حرفای ایشون در مورد این علم بود... ایشون رئیس موسسه تحقیقات خاک و اب هستند....اطلاعات زیادی هم از ایشون در تارنگار نیست و امیدوارم در اینده بتونم درباره ی ایشون اطلاعاتی کسب کنم...... دكتر محمدجعفر ملكوتي رئيس موسسه تحقيقات خاك و آب كه از سوي آكادمي علوم جهان سوم برنده جايزه سال 2005 در شاخه علوم كشاورزي انتخاب شده بود اين جايزه را دريافت كرد. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوم دی 1384ساعت 16:51 توسط مرد خاکی
|
|
||
|
|
|
||||||
|
روزهاي هفته جهادكشاورزي نامگذاري شد
|
|||||||
|
+
نوشته شده در جمعه دوم دی 1384ساعت 16:18 توسط مرد خاکی
|
|
|||||||