تبليغاتX
مهندسی علوم خاک
تارنگار یه دانشجوی خاکی
دنیا عجیبه...اصلا قشنگیش به همین عجیب بودنه....به زمین گرم خوردن و بلند شدن از زمین و حس باد زمستانی!...بیدار میشیم...می خوابیم..میخوریم...میریم مستراح...میریم بیرون...میاییم خونه....تضاد قشنگی زندگیه...اگه گریه نباشه که دهن و فکمون از کار میوفتاد...

اخبارو دنبال می کنید؟...یا دارین برای امتحانات اماده میشید...خوب خبری که دیروز باعث شد به عده ای عرض ادب!کنم خبر اتش سوزی جنگلای شمال بود...جالبه که بدونید مقدار هکتار جنگلای به فنا نزدیک ۳۰۰ بود ولی بعضیا مثل مديركل منابع طبيعي استان مازندران به همشهري گفته که: تاكنون فقط ۵-۴ هكتار جنگل در اثر آتش سوزي دو استان نابود شده است!!اولا ایشون چقدر ... مسیولیتشه!دوم هم که انگار ۴-۵ هکتار جنگل ناچیزه...):سوم هم که به خوبی از سیاست تکذیب استفاده کرده و  مقداری رو که همشهری بهش استناد کرده حول و حوش یک ششمو تایید کرده....

حلا دلیل اتش سوزی چی بوده...یکی میگه داغباد...از بروبچ منابعی ممنون میشیم که اینی که گفتند بگن یعنی چه؟!...ولی به نظرم سه نفر تو سه نقطه گیلان و مازندارن و گلستان با هم قرار گذاشتند از این چیپسهای فلفلی دهان سوز میل کنند ولی از اونجایی که شکمشون نفخ داشته باد داغی از خود اختیار کردند و نتیجه ی این چیپس خوری...یکی هم که قربونش برم گفته تو شهرکهای صنعتی رشت عده ای به خاطر حفظ ارزشهای والای محیط زیست و طبیعت به اشغال سوزی مشغول بودند...   

                              

تظاهرات مخالفن جهانی سازی هم تو هنگ کنگ خبر ساز شده...بعضیها هم میگن پیوستن به سازمان تجارت جهانی دیکتاتوری میاره....

لوموند در شماره ی ۱۴ دسامبرش مطلبی ذکر کرده با این عنوان....

لوموند و رفتارشناسي دولت جديد

مردم ايران مثل احمدي نژاد نيستند...

در ادامه ی این مطلب حرفایی رد و بدل میشه که........

بله، خجالت مي کشم. از داشتن يک چنين رييس جمهوري خجالت مي کشم و حتي اميدوارم که مجريان تلويزيوني نتوانند نام او را درست تلفظ کنند...از بي فرهنگي او خجالت مي کشم، همچنين از ظاهر و از کفش هاي واکس نزده اش. آيا استفاده از صابون به طبقه بورژوازي تعلق دارد؟ شايد او مي خواهد به کسي شبيه باشد که همين چند لحظه قبل از پشت سنگرهاي جبهه آمده است.

اين مرد رييس جمهور کشور من است و با اينکه با وجود مليت ايراني خود، مليت آلماني نيز دارم، ولي نمي توانم در مورد اين مساله آرام بگيرم. احساس مي کنم که در دام افتاده ام و هر کاري که انجام دهم، باز يک ايراني باقي خواهم ماند. ولي خوب، بالاخره هر چه باشد کشورم را دوست دارم، عطر برنج هايش، شوخ طبعي و غصه هاي ساکنانش و محبت در روابط بين مردمانش. اگر از اينها بگذرم، مايلم که کمي به مساله فاشيسم مذهبي بپردازم. البته سخنان من براي تجزيه و تحليل اين مصيبت ايدئولوژيکي کافي نيستند، مخصوصا که از خارج از کشور ايراد شده باشند....

درنگرش هاي مربوط به منجي بشريت نزد يهوديان ارتدوکس و مسيحيان گفته مي شود که منجي تنها زماني از زمين، بهشت خواهد ساخت که کاملا به جهنم تبديل شده باشد. پس براي ظهور او، بايد ابتدا زندگي بشر و بشريت را جهنم کرد. آقاي رييس جمهور هرگز تصور نخواهد کرد که چقدر به هدف خود نزديک شده است.

يا مهدي صاحب الزمان، ظهورت نزديک است!

ایا شما هم چنین نظری دارید؟

خبر دیگر هم کاهش یافتن حجم صادارت ایران به میزان ۱۳ میلیارد و افزایش واردات به میزان ۱۱ میلیارد....

امیدوار بودن عربها هم برای من زجراوره...جالبه همیشه به این توجه می کنند...کشوری که در زمان جاهلیت فقط ۱۷ نفر باسواد داشت...کشوری که زنده به گور کردن عادی بود...کشوری که فلان بود...و به ایران اشاره می کنند...مهد تمدن...مهد دانش...مهد مردان بزرگ....ولی ایا به گذشته ی خود نگاهی کرده ایم؟!انها کجایند و ما کجا؟!اونا ابراز می کنند که درچند سال اینده بازار کود دنیا رو در اختیار میگیرند...میگن همانطوری که الان به انرژیمون نیازمندند به غذای ما هم نیازمند میشند....کشوری که خودتون می دونید دیگه چیه...برهوته....حالا ما چی....با یه عالمه خیال واهی....باطل....

ناامیدتون نمی کنم...مثلا همین کودی که عبدالله دباغ»، مدير شركت «معدن»، عربستان میگه چند سال دیگه سهم فعالی در بازارهای جهانی پیدا خواهد کرد تو همین ایران دو تا مهندس روشی بسیار مقرون به صرفه و در نوع خودش بینظیر برای تولید اسید فسفریک اعلا پیدا کردند....اینارو هم باید مد نظر داشته باشیم ولی الان ما کجاییمو از ما بهتران کجا؟!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384ساعت 12:47  توسط مرد خاکی  | 

                 

به نقل از وبلاگ اقای محمد درویش....ایشون در مجله ی دهاتی هم فعالیت دارند...

روزنامه­های دهم آبان 1384 پایتخت، خبری را منتشر کردند که مطابق معمول در بین دیگر هیاهوهای سیاسی و ورزشی کشور، از توجهی که سزاوار آن بود، برخوردار نشد. خبر این بود: محمود حجتی وزیر سابق جهاد كشاورزی به عنوان نماینده­ی بنیاد مستضعفان در آزادراه تهران- شمال منصوب شد و از این به بعد مدیر اجرایی این پروژه محسوب می­شود..........

باید چه بگوییم....باید چجوری با خودت کنار بیایی...اخه چجوری....دیوونه هستیم کم نیس؟!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آذر 1384ساعت 18:32  توسط مرد خاکی  | 

امروز ۱۶ اذر است روز بزرگداشت دانشجو....ولی دیگر مثل گذشته نیس....دانشجو دیگر ارج و قربی ندارد......می گویند مراسم برگزار نمی شود....وای...اری هوا سنگین است...هوا co2 دارد ولی گویا در مخ بعضی ها بخش تاریکی به روشنایی غالب شده...وای بر من...وای....کجا خواهد رفت این سرنوشت ما....حادثه ی پرواز...برگزار نشدن مراسم....نمی دانم...که ما باید تاوان چه چیزی را پس دهیم!

زمین هم حال ما را گرفت....وای...چه روزیست....فقط روز تولدت می تواند تو را شاد کند....تصاویر در تو چه  چه چیزی را  القا می کنند؟!

                                              

                                         

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 14:46  توسط مرد خاکی  | 

امروز روزیست که ما ساکت میشویم...روزیست که به خاطر وجودش به طور رسمی ابراز نگرانی می کنیم...امروز روزیست که نگرانی از بابتش رو عوض ۳۶۴ روز جبران می کنیم!امروز روزیست که ما اگاه می شویم...روزی که به اینده ای فکر می کنیم که جهان عاری از جنگ و بیماری باشه...راستی شاید براتون عجیب باشه که چرا من خاکی به جای اینکه مطالبی در مورد دانش خاک بیارم از این مطالب یاد می کنم!اری...ولی می تونی به سرنوشت کسانی که به این مشکل برخوردند فکر نکنی...می تونی؟!اگه می تونی فقط می تونم بگم خاکی که سرشت تو از ان برامده خاکیست شور و قلیایی....

گسترش زير پوستي ايدز در ايران ادامه دارد

همه ايران در معرض ايدز

شهرام رفيع زاده

۱۰ آذر ۱۳۸۴ (روز انلاین)

چند تشکل فرهنگي و اجتماعي با انتشار اطلاعيه اي از مردم دعوت کرده اند تا با هدف جلب توجه مسوولان حکومتي براي مبارزه با ايدز، عصر امروز در مقابل تئاتر شهر در تهران گرد هم بيايند. دعوت کنندگان هدف از برگزاري تجمع امروز را، آگاهي بخشي درباره بيماري‌ ايدز و روش هاي پيشگيري از آن، ايجاد حساسيت در ميان مردم و دولت نسبت به ابعاد گسترش اين بيماري و حقوق افراد با اچ آي وي مثبت اعلام کرده اند.

بر اساس آخرين آمار رسمي منتشره، 11930 تن از شهروندان ايراني به ايدز مبتلا شده اند که از رشد صد در صدي اين بيماري ، نسبت به سال 82 در کشور حکايت مي کند. به گفته يکي از مسوولان دولتي همچنين تاکنون 1377 تن از مبتلايان به اين بيماري فوت کرده اند و 539 نفر نيز وارد مرحله حاد بيماري شده اند. اين در حالي است که بسياري از صاحب نظران معتقدند از ابتداي ورود بيماري ايدز به کشور تاکنون مسوولان دولتي به خاطر ملاحظات سياسي از انتشار آمار واقعي مبتلايان به ايدز خود داري کرده اند. در ماه هاي اخير برخي از متخصصان بيماري هاي عفوني با استناد به آمار رسمي ارايه شده از سوي مسوولان و هم چنين مراجع مستند،هشدار داده اند که كشور ما، در معرض وقوع همه‌گير بيماري ايدز قرار دارد.

نخستين قرباني

سابقه نخستين مورد گزارش شده ايدز در ايران به سال 1366 برمي گردد. اين مورد مربوط به يک کودک شش ساله هموفيلي بود که به خاطر بيماريش مجبور بود از فرآورده هاي خوني استفاده کند. اندکي بعد معلوم شد تعداد کساني که بر اثر استفاده از فرآورده هاي خوني آلوده، به ايدز مبتلا شده اند بسيار بيشتر بوده. به دنبال آن و به رغم شکايت بيش از 1100 نفر از اين بيماران، نه تنها آن پرونده در پيچ وخم بوروکراسي کشور قرار گرفت، بلکه مسوولان دولتي از آن پس کوشيدند با پنهان کاري بيشتري با آمارهاي واقعي مبتلايان به ويروس ايدز برخورد کنند. با اين همه آمارهاي موجود در مراکز بهداشتي نشان مي دهد که تعداد بيماران ايدزي يک سال بعد، يعني در سال 67 به 40 مورد رسيد. در اواخر سال 81 آمارها هاي رسمي از وجود 7 هزار و 200 آلوده به ويروس ايدز در ايران خبر دادند، که از اين ميان 7/4 درصد از راه خون و فرآورده هاي خوني، 4/8 درصد از طريق آميزشي، 4 درصد از راه انتقال از مادر به کودک و حدود 65 درصد نيز از طريق مصرف سرنگ و سوزن مشترک، آلودگي را دريافت کرده اند. اما با گذشت يک سال، بر اساس آخرين آمار رسمي، تعداد مبتلايان به ويروس ايدز در ايران به 11930 نفر رسيده است. همين آمار نشان مي دهد در يک سال گذشته تعداد شهرونداني که به ويروس ايدز آلوده شده اند برابر با تعدادهمه مبتلايان به ايدز در طول 16 سال گذشته بوده است. عباس صداقت رييس کنترل ايدز وزارت بهداشت، که آمار رسمي 11930 نفري مبتلايان به ايدز را هم او در اختيار رسانه ها قرار داد، همچنين اعلام کرده که: "از اين تعداد تاکنون 1377 نفر فوت کرده اند و 539 نفر نيز وارد مرحله بيماري شده‌ اند." به گفته اين مقام دولتي در مجموع از بين مبتلايان، 95 درصد مرد و پنج‌ درصد زن هستند.

البته بسياري از کارشناسانف اين آمارهاي رسمي را واقعي نمي دانند و معتقدند آمار واقعي مبتلايان به ايدز در ايران بسيار بيشتر از ارقام اعلام شده است. دکتر مينو محرز يکي ازاين کارشناسان است. او که عضو کميته کشوري مبارزه با ايدز نيز هست، مي گويد: "فقط در صورت داشتن نگاهي خوشبينانه به تعداد مبتلايان به ايدز در کشور، مي توان آمار نزديک به 12 هزار نفر مبتلا را اعلام کرد، زيرا تخمين زده مي شود بيش از 60 هزار نفر مبتلا به ايدز در ايران وجود دارد که بسياري از افراد داراي اچ. آي. وي مثبت ، هنوز کشف نشده اند."
.
انکار واقعيت ها

به گفته کارشناسان آلودگي به ويروس ايدز افراد و گروه هاي اجتماعي خاصي را بيش از ديگران مورد تهديد قرار مي دهد؛ کساني که از پيوندهاي متعدد يا دياليزهاي مکرر استفاده مي کنند، مبتلايان به بيماري هايي نظير تالاسمي و هموفيلي که نياز به خون و فرآورده هاي خوني دارند، معتادان تزريقي که از سرنگ و سوزن مشترک استفاده مي کنند، همسران افراد مبتلا، شرکاي جنسي افراد مبتلا، زنان خياباني و افرادي که رفتارهاي پرخطر خارج از روابط خانوادگي دارند، ملوانان و رانندگان عبوري از مرزها و فرزندان مادران آلوده. گروه سني جوانان هم بيش از ديگران در معرض آلودگي به ويروس ايدز قرار دارند. البته مسوولان دولتي، منشا آلودگي به ويروس ايدز در کشور را بيش از هر چيز سرنگ هاي آلوده اعلام کرده اند. برخي از کارشناسان معتقدند که از ابتداي ورود ايدز به ايران تا کنون ملاحظات سياسي بر واقعيت هاي علمي غلبه داشته و همين نکته باعث شده است تا واقعيت ها کتمان شود. اين کارشناسان مي گويند به خاطراستقرار يک حکومت ديني در کشور، منشاء واقعي آلودگي به ويروس ايدز کتمان مي شود. به گفته اين کارشناسان در سال هاي نخستين پديدار شدن اين بيماري در کشورهاي ديگر، رسانه هاي دولتي آن را خاص همجنس بازان و روابط غير اخلاقي در غرب اعلام کردند، اما درسال هاي بعد خود مسوولان حکومتي به خاطر پنهان کردن گسترش چنين روابطي در کشور، از انتشار واقعيت هاي مربوط به گسترش ايدز در کشور خودداري کرده اند، چرا که به نظر آنها انتشار واقعيت هاي ايدز در ايران نشان از بد عمل کردن حکومت ديني دارد.

چنين است که رودربايستي دولتمردان با افکار عمومي هنوز ادامه دارد، و به گفته دکتر مينو محرز: "درصد قابل توجهي از افراد مبتلا به ايدز که هنوز کشف نشده، زناني هستند که از طريق جنسي به اين بيماري مبتلا شده اند." اين کارشناس و عضو کميته کشوري مبارزه با ايدز هم چنين تاکيد مي کند که: "مردان به ويژه معتادان در طرح غربالگري مورد بررسي قرار مي گيرند واغلب مبتلايان به ايدز از ميان مردان کشف مي شوند اما زنان چون جزو اين طرح قرار ندارند، هنوز کشف نشده اند." يکي ديگر از کارشناسان درباره چگونگي شيوع ايدز در ايران مي گويد: "ايدز ابتدا از طريق فرآورده هاي خوني وارد کشور شد، پس از آن معتادان تزريقي به خاطر استفاده از سرنگ هاي مشترک بيشترين آلودگي به اين بيماري را داشتند، اما در حال حاضر گروه اصلي آسيب پذير در برابر ويروس ايدز، زنان خياباني و بسياري از کساني هستند که روابط جنسي خارج از چهار چوب خانواده دارند." او با اشاره به اينکه تعداد زناني که به خاطر فقر و مشکلات اجتماعي ديگر به تن فروشي مي دهند در سال هاي اخير بسيار زياد شده، تاکيد مي کند که: "هيچ آمار دقيقي از اين زنان و مرداني که با آنها رابطه داشته اند، موجود نيست. چرا که چنين روابطي به دلايل مختلف درزير پوست جامعه جريان داشته و در خفا رو به گسترش است."

شايد همين ملاحظات باعث شده که رييس اداره کنترل ايدز کشورهم چنان اصرار دارد که: "در کشور ما مهمترين راه انتقال ويروس ايدز، انتقال از طريق معتادان تزريقي است و 61 درصد مبتلايان از اين طريق آلوده شده ‌اند." عباس صداقت با اين همه اين هشدار را هم مي دهد که: "ما نبايد به گمان اين مساله راه هاي انتقال ديگر از جمله تماس جنسي و... را فراموش کنيم." در چنين شرايطي آيا مسوولان سرانجام به پرده پوشي واقعيت هاي ايدز در کشور پايان خواهند داد، اين پرسشي است که بسياري از صاحب نظران از خود مي پرسند، و يکي از همين صاحب نظران در پاسخ به اين پرسش مي گويد: "تا همين جا هم خيلي دير شده، دير يا زود آنها هم مجبور خواهند شد واقعيت ها را اعلام کنند، اما مساله اين است که آن زمان با رشد عمودي ايدز که حالا داريم ممکن است خيلي دير شده باشد."

آموزش تنها راه

با گذشت بيش از دو دهه از شيوع ايدز در دنيا، که تاکنون باعث مرگ بيش از بيست ميليون نفر وآلودگي بيش از 40 ميليون نفر ديگر شده، هنوز اما درماني براي طاعون قرن بيستم پيدا نشده است. تنها راه مقابله با اين بيماري مهلک که توانسته در آغاز هزاره سوم همچنان قربانيان خود را بگيرد، کنترل و پيشگيري از گسترش بيشتر آن است. تجربه کشورهاي ديگر نشان داده که اصلي ترين راه پيشگيري از گسترش ايدز، آموزش همگاني بخصوص در گروه هاي اجتماعي آسيب پذير است. جوانان، زنان و معتادان از جمله گروه هايي هستند که امکان آلودگي به ويروس ايدز در آنها بيش از ديگران است. اگرچه بيش از شانزده سال از مشاهده نخستين مورد ابتلا به ايدز در کشور ما گذشته، اما به نظر مي رسد تا کنون هيچ برنامه موثري براي کنترل و به خصوص انتقال آموزش هي لازم به افکار عمومي اجرا نشده است. نتايج يک تحقيق که نزديک به دو سال پيش درباره ميزان آگاهي از ايدز و برخورداري از آموزش هاي لازم براي پيشگيري از اين بيماري در مدارس تهران به عمل آمده نشان مي دهد كه ميزان آگاهي و نگرش دانش‌آموزان دبيرستاني شهر تهران نسبت به بيماري ايدز "بسيار اندك" است. اين پژوهش حاکي از آن است که: "تنها 6 درصد از دانش آموزان درباره بيماري ايدز اطلاعات كافي دارند." بر اساس اين تحقيق بدفهمي از روش‌هاي انتقال ويروس به طور شايع ديده شد. مثلا 6/32 درصد، نيش پشه، 4/21 درصد استخر عمومي و 6/19 درصد توالت عمومي را به اشتباه به عنوان راه‌هاي انتقال شناخته شده بودند. هم چنين 2/46 درصد آنها معتقد بودند كه دانش آموزان HIV مثبت نبايد در مدارس عادي شركت كنند.

فخرالدين حيدري که خود عضو کميسيون بهداشت و درمان مجلس نيز هست درباره برنامه آموزش همگاني درباره ايدز به برخورد شعاري دولت تاکيد مي کند. او دراين باره به يکي از خبرگزاري ها مي گويد: "با وجود اينکه بارها شعارهايي در خصوص جلوگيري و کنترل بيماري ايدز در جامعه، نظير اينکه آموزش در مورد اين بيماري بايد مانند آموزش هاي راهنمايي و رانندگي از طريق رسانه ها توسط پزشکان و با در نظر گرفتن آن در متون درسي دانش آموزان صورت گيرد، اما تاکنون به اين شعارها عمل نشده است چرا که اين کار نياز به عزم و اراده ملي دارد." او هم چنين به نکته مهم ديگري هم اشاره دارد: "کشورما با داشتن بيشترين تعداد نيروي جوان به عنوان سرمايه هاي اصلي، با مشکل ايدز روبرو بوده و اين ناشي از عدم اعلام آمار رسمي واقعي در کشور است و به همين علت نيز تاکنون اقدامات موثر آموزشي در زمينه ايدز صورت نگرفته است." او تاکيد دارد که: "براي بدست آوردن آمار واقعي ايدز در کشور بايد آمارهاي اعلام شده را 6 تا 7 برابر کرد." او تنها راه آغاز يک اقدام واقعي براي پيشگيري از گسترش ايدز در کشور را اعلام آمارهاي واقعي مي داند و مي گويد: "اگر آمار واقعي اعلام شود زنگ خطر براي دولت و مردم به صدا در مي آيد و توجه آنها به اين معضل بيشتر مي شود."

بر اين اساس است که دکتر مينو هشدار مي دهد که: "ايدز شوخي نيست ، بايد ريشه اي و بنيادين با آن برخورد کنيم ، با دست روي دست گذاشتن و ناديده گرفتن آمارها و انکار افزايش آمار ايدز و ... تنها باعث مي شود که ديگر نتوانيم اين بيماري را کنترل کنیم"امیدوارم که بخاهیم با این واقعیت کنار بیام!


 
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 18:26  توسط مرد خاکی  | 

این روزها روزهایی سخت برای من هست...روزهای امتحان....روزهای اضطراب...روزهای دلهره....روزهایی که نمی توانی فراموششون کنی...خوب اخرین مطلبم کی بود...بذار یه نگاه کنم...۲۹ ابان...خوب تو این چند هفته اتفاقاتی افتاد که براتون میگم...جمعه ۴ اذر...صبح وقتی بلند شدم انتظار داشتم هوا بارونی باشه ولی بازم فهمیدم نباید زیاد به حرف این هواشناسی توجه کرد...خوب باید ساعت ۸ جلوی دانشکده ی ابیاری اماده میشدم...اولین گردش با بروبچ بود...مقصد جاده چالوس تا بخش سنگسر بود...استاد هم طبق معمول مثل ضبط صوت برای بچه ها مواردو تشریح میکرد...بروبچ مذکرخاکیاری زیاد التفاتی به سخنان استاد نداشتند....عوض بروبچ ابشناسی داشتند واقعا کار میکردند...از فواید این گردش شنیدن یکی از قطعات مازندرانی با صدای استاد مصطفی بود...ساعت ۴ به کرج رسیدیم...من هم فورا از میدان امام حسین به طرف مترو حرکت کردم...راستش برای من که این گردش زیاد جالب نبود...

روز شنبه و یکشنبه هم  به دلیل پاره ای از مشکلات جوارحی به دانشگاه نرفتیم...نگو روز شنبه نمره های ریاضی رو  رو برد زدند...شنبه یکی از بچه های کلاس بهم اطلاع داد که چند شدم...زیاد جالب نبود...چیزایی شنیدم که جالب نبود...دستکاری در اوراق امتحانی...کاری که به مانند بالا رفتن از دیوار مردمه...نه؟!اینجور نیس؟!همیشه به این دستکاری حساس بودم...دستکاری تو گزارش ها...دستکاری قیمت ها تو بورس...دستکاری تو اعضای بدن...

روز ۳ شنبه هم که امتحان نرم افزار داشتیم... زیاد نخونده بودم...فقط اولین روزی که جزوه رو از انتشارات گرفتم نشستم به خاطر تنوع! به طور روزنامه وار چند صفحه ایشو خوندم...ولی...بعضی زبان ها در کارند که بگن تو ...همین تو خیلی خوندی و صداشو درنمیاری...تو ریاکار میشی و اونا مظهر صداقت...خوبه سابقمو تو امتحان قبلی دیدند!!!!استادم که هنگام پخش برگه ها اداهایی از خوش دروکرد که ادم هاج و واجی میشد...گفتش برای ابراز هم دردی با هاپوی امام رضا سوالارو از جزوه طرح کرده...خوبه از جزوه طرح کرد وگرنه معلوم نبود که بعد از امتحان چی میخاست بشه.......

امروز هم که چهارشنبه هست...روزی که اغوش دانشگاهو ترک می کنی و بوی محبتو به جای کود استشمام می کنی...امروز روز معارفه رئیس جدید دانشگاه بود..دکتر زالی دکتر طلایی رو بدرقه کرد...میشه گفت باز بهتر از رئیس دانشگاه های دیگست...خودتون می دونید که یکشنبه چه مراسمی تو دانشکده ی فنی طهران برگزار شد...

خوب یکی دیگه از چیزای روزگار هم گفته ی ؟ احمد جنتی بود....حرفی که باعث شد افرادی عذرخواهی کنه و طرفی هم برگه ی سخن معروف جنتی رو از در کلاس قدیم بکنه و مچاله کنه!عارف قرن ۸ پیش یه حرفی زده که:خدایا آنرا که عقل دادی چه ندادی، و آنرا که عقل ندادی چه بدادی .

در اخر سخنی با شما دوست عزیز دارم....دوست عزیز با هم بودن اغاز است، با هم ماندن پیشرفت،با هم کار کردن موفقیت...دوست عزیز اگر نظری درباره ی این تارنگار دارید خوشحال میشم صادقانه باهام در میون بذارید...در ضمن هم خوشحال میشم که بتونیم همکاری نزدیکی با هم داشته باشیم....موفق و پیروز باشید...

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 21:56  توسط مرد خاکی  |