تبليغاتX
مهندسی علوم خاک
تارنگار یه دانشجوی خاکی
روزگاری است نیستم!نه از خودم چیزی هست و نه از صدام!ساکت موندم و ساکت شدم!قدم میزنم تو زمین خدا و راه میرم...بیب بیب...آقا ببخشید این آدرس رو میشه ببینی راهنمایی کنی؟بله!می بینم و راه رو نشون میدم...تشکر و بی تشکر که میرن پی مقصدشون و من هم پی مبداء ام...با خودم فکر می کنم که راه من چی؟دنبال راه خودم و گمشده ی خودم می گردم...اون راهی که یکی از راه های رسیدن به خداست کی بهم باز میشه؟ هنوز یه مسافرم..یه مسافر گمگشته...هنوز مرکبی نیومده سوارم کنه! 

                       

برگردیم به این خاک...روزگاری است که اوضاع خراب است و بد...نه آدم ارزشی دارد و نه حیوان!اگر نما داشته باشی بیشتر خریدار داری!یه نمای گرانیت یا شایدم سنگ سفید!تالاب می سوزد...گذشت آن ریزگرد و مشکلاتش...ولی باز گویا مشکل را برای مدتی آرام کردند و یه چیزی بهش دادند و گفتند فعلا این را بگیر و صدایت در نیاید...بعدا کار داشتیم صدات می کنیم...درویش طبیعت در این باره زیاد گفته است و بس...دریغ از یه گوش شنوا!بگذرم...زدم به خاکی باز!مشکلات آب و خاک این سرزمین بر شما پنهان نیست و نبوده!در این میان کارشناسان و متخصصان راه حل هایی رو ارائه کردند...در ادامه ی مطلب شما با آن آشنا خواهید شد...

كمبود آب در ايران يكي از عوامل محدود كننده اصلي توسعه فعاليت هاي اقتصادي در دهه هاي آينده به شمار مي رود. ايران كشور كم آب و خشك است. كل آب مصرفي در ايران حدود 5/86 ميليارد متر مكعب در سال است كه 80 ميليارد متر مكعب آن در كشاورزي مصرف مي شود. از اين مقدار 65 درصد آن به علت شيوه هاي غلط و سنتي آبياري به هدر مي رود. و در رهگذر اين اتلاف آب ، كودهاي شيميايي نيز (به ويژه در خاك هاي شني) بر اثر آبياري غرقابي شسته شده و موجب آلودگي منابع گرانبهاي آب هاي زيرزميني مي شوند. راهكار به كارگيري شيوه هاي نوين آبياري است. كاربرد هيدروژل هاي سوپر جاذب در آب آبياري مي تواند تا 50 درصد مصرف آب آبياري را كاهش دهد و از شويش كودهاي محلول در آب و آلودگي آبها جلوگيري كند.

هيدروژل ها پليمرهاي آب دوستي هستند كه قابليت جذب مقادير زياد آب و يا محلول آبي را دارند و به مثابه آب انبارهاي مينياتوري عمل كرده و در موقع نياز ريشه به راحتي ، آب و مواد غذايي محلول در آب را در اختيار ريشه گياه قرار مي دهند مقدار آبي كه در خاك ذخيره مي شود به ظرفيت نگهداري رطوبت خاك نيز بستگي دارد. و از آن جايي كه با جذب سريع به ميزان صدها برابر وزن خود به ژلي با دوامِ زياد تبديل مي شود در كشاورزي ، باغباني ، جنگلكاري ، فضاي سبز و نيز در تثبيت بيولوژي شن هاي روان ، كنترل فرسايش خاك و كوير زدايي از جايگاه ويژه اي در دنيا برخوردار شده اند.

با اينكه تحت فشار هم قادر به نگهداري آب جذب كرده خود است. به محض نياز ريشه ، آب را به سهولت در اختيار آن قرار مي دهد و بازده جذب ناشي از بارندگي هاي پراكنده را بالا مي برد و در صورت آبياري خاك ، فواصل آبياري را نيز افزايش مي دهد. مقدار اين افزايش به شرايط فيزيكي خاك ، آب و هواي منطقه و ميزان مصرف سوپر جاذب در خاك بستگي دارد. و بين 400 تا 7500 گرم جاذب آب در هر گرم هيدروژل خشك وجود دارد.

 پ.ن:از تاخیر پیش آمده عذر می خواهم...مشکلات روزگار و بلاگفا دست در دست هم داد تا.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 11:2  توسط مرد خاکی  | 

روزگار عجیبی است....من که خبر نداشتم اینجوری میشه!اصلا بهم نگفتی میخای اینکارو بکنی....حدس میزدم بهم نارو بزنی روزگار ولی خوب گفتم بهت اعتماد کنم...من که خبر نداشتم!بازم میگم!من که خبر نداشتم....

                   من که خبر نداشتم!

روزگار عجیبی است...همه جا شلوغ....پلوغ...آدمو یاد دورانی میندازه....بگذریم....دیروز دوشنبه مورخ ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران واقع در کرج دانشجویان در اعتراض به وقایع اخیر امتحانات رو لغو کردند....پیشتر روزهای شنبه و یک شنبه امتحانات سراسر کشور لغو شده بود ولی در پی تحصن مسالمت آمیز دانشجویان به گفته ی دکتر امید رئیس دانشکده امتحانات این هفته نیز لغو شد!آخر و عاقبت این ماجرا به کجا ختم می شود نمیدانم؟!فقط امیدوارم ختم به خیر شود....

 

                                      

                                

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 10:52  توسط مرد خاکی  | 

روزگاریه یه لیوان پر از آب تو دستمه....با اینکه وزنی نداره ولی دستم رو دردآورده...میگن فکر کردن به مشکلات زندگی مهمه ولی مهم تر از اون اینه که پایان هر روز اون لیوان رو بگذاری زمین!باور کنم یا نکنم؟!تو بگو چکار کنم؟!

هنوز که هنوزه این لیوان تو دستمه...سخته بذارمش پایین...دستم بی حس شده....دیگه اختیارش دستم نیست....آخ!خوش به حال این گاوا!سرشونو انداختن پایین و زندگی شونو می کنن!اصلا لازم ندارند که سرشونو بیارن بالا!مگه سرشون درد می کنه!دنبال شر نیستن!چه میدونن مشکلات چیه؟لیوان آب چیه؟....

راحت میگن ما ما!!!!تو گله شون آزادی دارن...هی میگن ما ما!تازه امسال رو به نام اونا بستن!مثلا ما آدمیم؟!اشرف مخلوقات!این چیه آدما با همدیگه درگیرن!ما که تو گله مون از این چیزا نداریم!اینو گاو پیشونی سفید به پیشونی سیاه میگه!ببینید!ما سیاه و سفیدمون هم با هم دوستن!اسم ما بد در رفته!اونا به خودشون میگن اشرف مخلوقات!در حالیکه با خودشون هم جنگ دارن!

ما که تو گله مون همیشه میگیم ما ما!!!هیچکسم گیر نمیده بهمون!زور نمیگن که بگیم شما شما!!!با رئیس مون هم میخایم حرف بزنیم میگیم ما ما!!همیشه با همیم و نه ضد هم!شما و ایشون نداریم!چیه این تظاهر بازی ها...

اون ور یکی میگه بابا مشکلات رو میشه شکلات کرد!میگم بابا بی خیال!به فرضم شد...مزش همون مزه میشه؟نه که نمیشه!مشکلات....شکلات....یه میم فرق دارن ولی اون کجا و آن کجا!

حواستون باشه...سر به سر این گاوا نذارید...اینو بزرگ گاوا میگه!گاوا با هم متحدن...ورد کلامشون هم ما ست نه من!اینم شعار گاواست....شنیدید؟

زندگی ما پر از رمز و رازه!دنیای ما گاوا پر از اتحاده!وای اگه شدی دیوانه!نشی نزدیک ما!چون...اون وقت سر و کارت با شاخ گاوه! 

       

پیامدهای تغییرات آب و هوایی هر روز گسترده تر می شود...در اثر بی توجهی به اتلاف منابع خاک و آب ایران زمین متاسفانه آینده ی روشنی برای ایرانیان دیده نمی شود....این جمله را شاید شنیده باشید که ملتي که خاک خود را نابود کند خودش را نابود مي کند!بله...ایرانیان دارند لگد به بخت خود می زنند!در پست های پیشین به اهمیت ایجاد قوانینی برای خاک و ضرورت اجرای آن پرداختیم و در ادامه بی این نکته رسیدیم که قانون خاک برای بقای انسان لازم است و بدون حفاظت از این گوهر گرانبها نمی توان به ادامه ی زندگی امیدوار بود...

دیگر پدیدهای مخرب وارد بر محیط زیست ایران نیز پدیده ی فرسایش خاک رو شدت بخشیده...به طوری که بی توجهی به وقایع داخلی در کنار نبود تعامل محیط زیستی با کشورهای همسایه باعث شد که شهرهای بزرگ ایران با پدیده ی ریزگرد  که همان ذرات ریز خاک فرسایش یافته است مواجه باشند و سلامت شهروندان به خطر بیفتد... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 19:53  توسط مرد خاکی  | 

به جای پدر و مادر، ماشین

                    و به جای زن و شوهر، تلویزیون

و به جای برادر، گوش دادن به موزیک

                          و به جای خواهر، سینما

و به جای پدربزرگ و مادر بزرگ، کتاب

                            و به جای عمو و عمه

               و دایی و خاله

                  و دوست و همسایه، کامپیوتر

و به جای آغوش طبیعت، دود سفید

                     و به جای دوست، دشمن

             و به جای خدا،شیطان را

انتخاب می کنیم............

و این گونه گفتمان می کنیم

                  و با زندگی کنار می آئیم

   و تنهایی را رقم می زنیم

                 و در نهایت همگی افسرده می شویم......

--------------------------------------------------------------------------

                                              

شب را به صبح می رسانم...منتظرم....منتظر یه اتفاق بزرگ....یه خبر خوش....

دنیای تنهایی ما آدما...که شدیم از همدیگه جدا....وارونه کرده مارو....فراموش کردیم که کی بودیم...برای چه آمده ایم و برای چه خواهیم رفت....میخام مثه پرنده ای که شبونه هوس پرواز می کنه باشم....میخام بال بزنم...می رسم به بالا بالاها...هی در میزنم....تق تق....یکی بیاد وا کنه....منو قبول کنه...انگار کسی نیست....صابخونه انگار مهمون نمیخاد...یه هم زبون نمیخاد....اونم مثه اینکه تو خودشه....آره...اونم....اونم مثه ما شده....

تق تق...درو وا کن جون مادرت....یه فکری به این مسافر تنها بکن....تق تق....نه....مثه اینکه نمیاد....مثه اینکه نمیشه دوباره تو رو دید!مثه اینکه تو هم مثه ما شدی....وارونه....تو این زمونه....همه چی وارونه!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 14:51  توسط مرد خاکی  |